مهارت کل‌نگری و جزنگری در کسب وکار موجب ثروتمندی همیشگی می شود

روشی که به فعالین گیاهان دارویی کمک می‌کند پول تولید کنند و آن را به دارایی ماندگار تبدیل کنند.

مقدمه:

من همیشه درآمدم خوب بود. با اینکه کارمند دولت بودم و به شغل معلمی مشغول بودم ولی درآمدم بیش از 3 الی 4 کارمند بود. همیشه کار پاره وقت داشتم و به قول « جیم ران » اعتقاد ویژه‌ای به کار پاره وقت داشتم.

البته گفته باشم من همیشه معلم خوبی بودم و هیچوقت از کارم نزدم. نه تنها وقت اداری را رعایت می کردم بلکه کارهای داوطلبانه فرهنگی – آموزشی رایگان را با ذوق و شوق انجام می دادم.

ابتدای معلمی به شغل کشاورزی مشغول بودم چون هیجان و خلاقیت نداشت و از طرفی سودش تو جیب دلالان بود رهاش کردم و رفتم کتابفروشی زدم. فکر می‌کردم کتابفروشی من هم پاتوق کتاب خوان‌ها میشود و هم کسب درآمد ‌می‌کنم … ولی از قبل کتابفروشی من نه پاتوقی پا گرفت و نه تو حساب بانکی ما اسکناسی لغزید. بعد از 1 سال کتابفروشی را فروختم.

چون منطقه من ( سمیرم) مهد میوه سیب بود رفتم تو فاز بازار سیب درختی… چون خودم بچه کشاورز بودم و شاهد بی عدالتی در بازار کشاورزان بودم گفتم هم به خودم کمک می‌کنم و هم به سایر رعیت‌ها. ولی وقتی اومدم تو بازار میدان تره بار پشیمون شدم سود خوبی داشت ولی ناحقی زیاد می شد.

سال 88 بورس باز شدم و وارد بازارهای مالی بورس، فارکس و نت ورک شدم. بازاری پرهیجان، جذاب و پرسود… مثلا در خرداد سال 89 درآمدم بیشتر از حقوق همه دبیران پیش دانشگاهی که مدیرش بودم می شد.

ولی با توجه به درآمد بالایی که داشتم ثروتمند نبودم. این سوال همیشه تو ذهن من بود که چرا ثروتمند نیستم و چطور باید ثروتمند شوم.

چرا حسن تنی ثروتمند شد ولی من نشدم؟

برای ثروتمند شدن حتی افراد موفق جهانی دلایلی دارند که یا عملی نیست و یا صادقانه نیست. مثلا برایان تریسی مخاطب را تشویق به داشتن هدف می کند و با قاطعیت می گوید: « اول هدفت را بنویس وبعد آن را اجرا کن…» ولی خداییش ثروتمند شدن به این آسانی که برایان تریسی میگه هم نیست. حتی رابرت کیوساکی آمریکای – ژاپنی در کتاب ” پدر پول‌دار و پدر بی‌پول» معتقد است: « … اگر بازی با پول را بلد شوی تو ثروتمند می شوی.».

من شک ندارم که خیلی افراد در جهان و حتی ایران خودمان هم در زندگی و کسب وکارشان هدف دارند و هم تلاش می کنند و بقول رابرت کیوساکی بازی با پول را بلدند ولی ثروتمند نمی شوند. اتفاقا خیلی از بازنده‌های بازار اونایی هستن که پول باز قهاری هستند و خیلی سریع ثروتمند می‌شوند ولی چون گاو صندوق خوبی نیستند نیامده از بازار روزگار حذف می‌شوند.

البته افرادی مثل مایکل گربر در کتاب « افسانه کارآفرینی» و ست گادین در کتاب‌های « گاو بنفش و قبایل » خیلی منطقی‌تر مخاطبانشان را برای موفقیت در زندگی و کسب وکارشان هدایت می‌کنند.

برای ثروتمندی در هزاره سوم مهارت هایی چون : انضباط شخصی، نقشه ذهنی، یادگیری دایمی، هدفمند بودن و تسلیم نشدن و … لازم است ولی با جرات می گویم مهم‌ترین مهارت برای ثروتمندی « کل‌نگری و جزنگری» است.

راستی چرا این افراد ثروتمند واقعی نمی شوند؟

برای پی بردن به عمق مسئله باید جسارت به چالش کشیدن خودمان را به خودمان بدهیم دیگران اگر ما را به چالش بکشند خیلی سریع موضع می گیریم و یا خود را به عنوان قربانی جا می زنیم ولی اگر شهامت داشته باشیم و خودمان را زیر تیغ جراحی ببریم شاید مسیر واقعی را پیدا کنیم تا در زندگی به تعادل برسیم و از این تعادل هم زندگی زیبایی بسازیم و هم سفره رنگینی برپا کنیم.

برای به چالش کشیدن خودمان باید بدون تعارف به سوالات زیر جواب بدیم و به هر جوابی که رسیدیم عملیش کنیم و از آینده اش هم نگران نباشیم چون نتیجه عالی براتون خواهد داشت.

  • چگونه می توانیم در زندگی و کسب و کار به تعادل برسیم؟
  • چگونه می توانیم بدون سختی و قناعت درآمد خوبی داشته باشیم؟
  • آیا مسیر مشخص و راه ثابتی برای رسیدن به ثروتمندی وجود دارد؟

ابتدا سوال آخر را جواب می‌دهم. مسیر مشخص و راه ثابتی برای ثروتمندی وجود ندارد! البته اگر کسی ادعا کند که این مسیر را بلد است از 2 حال خارج نیست یا انسان را نمی شناسد یا راه را.

ولی اگر ادعا کند اصول ثروتمندی را می داند باور می کنم، ولی راه ثروتمندی را هرگز! چون به اندازه‌ی انسان‌های کره خاکی راه برای ثروتمندی است.

چرا اکثریت جامعه ثرتمند نیستند؟

آیا میدانی 97 درصد افراد جامعه یا کل نگرند و یا جز نگر، فقط 3 درصد باقیمانده هر دو نگرند!!!هر دو دسته ( کل نگرها و جزنگرها) در تولید درآمدهای بالا با مشکل روبرو هستند.

با تفکر ” کل نگر” نمی توان پول درآورد، کل نگرها از دیدن فرصت‌ها عاجزند. با تفکرات استادان دانشگاه، معلم‌ها، کارمندان که در ۹۹ درصد موارد” کل نگرند ” و افکار آنها فاقد جزئیات در عمل است نمی توان پول در آورد.

شاید در رسانه‌ها و حتی تلویزیون پای سخنرانی افراد تحصیل‌ کرده نشسته باشید. این افراد براحتی و خیلی حساب شده اوضاع مملکت را به چالش می‌کشند و در انتهای سخنرانی کشور را آباد می کنند.

اگر بعد از سخنرانی از این فرد بپرسیم ببخشید حالا چه باید کرد؟ قول می دهم که چیزی برای بهتر شدن اوضاع ندارد بگوید… چون این فرد کل نگر است و دنیای پیرامون خودش را به شکل فلسفه می بیند این فرد از دیدن جزییات عاجز است.

تفکر بازاریان، کاسبان محلی و حتی خانم‌های خانه دار نیز به شدت جزء نگرند و ریسکی فکر نمی کنند و معمولا خوب پول در می آورند و با ریسک های سیستمی مثل ریسک ” افزایش نرخ ارز متناسب با اختلاف تورم ایران با خارج از کشور ” هر ۵ سال یکبار بخشی مهم از آن را از دست می دهند.

بر عکس گروه اول این گروه خیلی مسائل را ریز می بینند و از دل این ریزبینی‌ها فرصت‍‌های طلایی کشف می کنند. مثلا طی 3 سال سرمایه 30 ساله یک فرد کل نگر را بدست می‌آورد. بیشتر نقش آفرینی زندگی و کاسبی را این افراد بازی می کنند.

ولی جزنگرها، همینطور که با جارو پول پارو می کنند در عوضش با لودیر پول را چال می کنند. این گروه پولسازن ولی گاو صندوق خوبی برای محافظت از پول نیستند.

بطور مثال با اوضاع پرریسک سال 97 بسیاری از ایرانی‌ها در ترکیه، قبرس، مجارستان، گرجستان و… سرمایه‌گذاری کردند که بدون شناختی از شرایط این جوامع سرمایه‌گذاری کردند در صورتی که اقتصاد این کشورها حباب دارد و احتمال ترکیدن حباب تا مرز 50 درصد وجود داره که خسارت زیادی برای سرمایه گذاران ایرانی خواهد داشت.

چگونه می توانیم در زندگی و کسب وکار به تعادل برسیم؟

راه ثروتمند شدن ترکیب مهارت” کل نگر بودن و جزء نگر بودن” است . کسی که تنواند در زندگی خود هم کل نگر باشد و هم جز نگر با مشکل بر می‌خورد باید هم علمی باشد و هم از تجربه دیگران استفاده کند. و کسی در بازار موفق میشود که هم کل نگر باشد و هم جزء نگر(باید هم دانشگاهی فکر کرد و هم کف بازاری).

برای ایجاد تعادل در کسب و کار و طی کردن مسیر ثروتمندی باید هنر هماهنگی و ترکیب مهارت « کل نگری و جزنگری» را بدست آوریم. تا زمانی که این هنر را نداشته باشیم مثل فردی می مانیم که فقط جسمش را قوی کرده است ولی از عقل و تدبیر چیزی ندارد و یا فرد عابدی که فقط عبادت می کنند و و روح را پرورش می دهد و جسم ضعیف و ناقصی دارد … هر دو فرد مثال من بازنده‌‌اند و الگویی خوبی برای اطرافیانشان نیستند.

استراتژی مسیر ثروتمندی

برای عملی شدن مطالب مقاله، ترکیبی از امور جزیی و کلی اصول اساسی کسب و کار را در قالب یک استراتژی عملی می نویسم تا هم درک موضوع آسانتر شود و هم اصول مقاله قابل اجرا باشد تا تاثیر آن را در کسب و کار و زندگی خودت ببینی.

الف – هر تصمیمی برای خرید و فروش، تغییرات سیستم فنی، استخدام نیروی انسانی و تولید محصول جدید و … دارید بر اساس پنجاه عامل تصمیم بگیرید نه یک تا دو عامل ، آدم های ثروتمند کسانی هستند که بر اساس ۵٠ عامل تصمیم می گیرند و انسان های فقیر کسانی هستند که بر اساس یک تا دو عامل به نتیجه گیری می رسند.

ب- خیلی سریع 50 عامل تاثیرگذار در کسب وکارتان را لیست کنید. ( برای تعیین 50 عامل از سایر شرکا، کارمندان و مشاور شخصی کمک بگیر)

پ- باید و حتما قدرت تحلیل خودت را افزایش دهی، تا زمانی که نتوانی کسب وکار، اوضاع بازار، تغییرات حوزه کسب وکارت و شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه را تحلیل کنی هرگز ثروتمند نخواهی شد. هرگز اجازه ندهید یک نفر به جای شما و برای شما، تصمیم بگیرد، انسان های قیم پذیر کسانی هستند که همیشه یک نفر به جای آنها و برای آنها تصمیم می گیرد. این بلای جان تاجران و تولیدکنندگان ایرانی است.

ج – هر فرد بازاری و کارآفرینی باید به یک استراتژی معاملاتی برسد که با شخصیت او سازگار باشد، کسانی که تصور می کنند یک استراتژی معاملاتی وجود دارد که برای هر کس بدون توجه به شخصیت او مناسب است، در بیزینس موفق نخواهند بود. باید استراتژی معاملاتی خودت را کتبا مشخص کنی و طبق آن عمل کنی.

در سال 92 فعال بازار بورس بودم در ابتدا خیلی ضرر کردم چون طبق نظر سایت‌ها و مشاوران بورس خرید و فروش می کردم. طی 5 ماه 30 درصد سرمایه ام دود هوا شد. ولی با گذراندن دوره آموزشی بازارهای مالی و تعیین استراتژی معاملاتی ( 10 درصد ضرر و 15 درصد سود) در اوضاع بد بازار بورس به سود رسیدم.

چ- با جنبه و جسور باشید. هر اتفاق خوب و بدی که در کسب و کارت افتاد را بپذیر و تقصیرها را گردن کارکنان خود، دولت، بازار و شانس و اقبال نینداز. با تعهد 100 درصد بخودت، باعث می شوی نقاط ضعفت را بشناسی و برای برطرف کردن آن تلاش کنی.

ه- راه و رسم سرمایه گذاری موفق چیست؟ حال می خواهد در هر رشته ای باشد :

80 درصد سود بازار را کسانی می برند که در سرمایه گذاری مهارت دارند. برای موفقیت در سرمایه‌گذاری باید :

  • نیازهای بازار را زودتر از ٨٠ درصد رقبا تشخیص دهید و قدرت مانور داشته باشید زودتر از ٨٠ درصد رقبا آن کالا یا خدمات را برای فروش روی میز داشته باشید
  • قیمت کالا یا خدمات شما از ٨٠ درصد رقبا با کیفیت مساوی ارزان تر باشد
  • بازاریابی را جایگزین فروش کرده باشید، بازاریابی یعنی اینکه اگر فروش شما منطقه ای یا ملی است در سطح منطقه یا ملی اگر کسی به آن کالا یا خدمات نیاز داشت در ٨٠ درصد موارد بداند شما در آن حوزه فعال هستید، بتواند از کیفیت و قیمت دیجیتالی مطلع شود و در کوتاه ترین زمان ممکنه آن کالا یا خدمات را خریداری کند
  • مشتری وفادار داشته باشید و ٨٠ درصد مشتریان شما دائمی باشند
  • برای اینکه مشتری وفادار داشته باشید باید درب زیان را بروی مشتری ببندید
  • وارد بیزینسی شوید که سرمایه سالی چهار بار بچرخد
  • از ٨٠ درصد رقبا برای فروش مساوی سرمایه کمتری را درگیر کرده باشید
  • شرکت را به مجموعه ای از قرارداد تبدیل کرده باشید و فقط ١۵ درصد سرمایه مورد نیاز را خود تامین کرده باشید ( در ٨۵ درصد موارد از انرژی دیگران استفاده کنید، تبدیل کردن شرکت به مجموعه ای از قرارداد از جمله یعنی برون سپاری کردن )
  • در همه حوزه ها از ٨٠ درصد رقبا دیجیتالی تر باشید
  • خلاقیت هایی داشته باشید که ٨٠ درصد رقبا فاقد آنند، خلاقیت یعنی مزیت رقابتی شما، مزیت رقابتی یعنی شما در خصوص آن کالا یا خدمات امتیازی داشته باشید که رقبا فاقد آنند

ی ال کروگمن برند جایزه نوبل در اقتصاد می نویسد: فرق آدم ثروتمند و فقیر از جمله در این نکته است که آدم ثروتمند در پول درآوردن معادله دو مجهولی را حل می کند ( جزنگر و کل نگر) و آدم فقیر فقط می تواند در رشته هائی که یک مجهولی است پول در آورد( جزنگر)

کارعملی:

1- 50 عامل تصمیم گیرنده کسب و کارت را بنویس؟

2- استراتژی سود و زیان معاملات کسب و کارت را مشخص کن؟

3- برای توانمند شدن در تحلیل بازار چه برنامه آموزشی و عملی داری؟

ابراهیم اسدی توسعه گر کسب و کار

ابراهیم اسدی
مشتری همیشه وجود دارد، چه بازار سنتی باشه چه بازار آنلاین. مهم اینه که دیده شوی.
کمک می کنم تا با درست دیده شدن در بین بازار، حرف اول را در حوزه کسب و کارت بزنی.

بقیه دوستان در خواندن این مطالب هستند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 3 =