3 ترفند برای خاص شدن در بازار

چکیده این مطلب:

3 ترفند خاص شدن در بازار: در بازار دو گروه افراد هستند که با هم رقابت می کنند گروه اکثریت تاثیر پذیر و تعداد اندک تاثیرگذار.

شما جز کدام گروهید. اگر با جدیت خواهان میدان داری بازار هستی باید 3 ترفند زیر را در کسب و کارت بکار ببری تا نتیجه آن را ببینی.

  • از راهی بروید که روندگان آن کم اند.
  • با خودتان رقابت کنید.
  • اجازه دهید مشتریان از شما  انتقاد کنند.

چگونه در بازار ایران تبدیل به گاو بنفش شویم « 3 ترفند خاص شدن در بازار»

در بازار ایران 2 گزینه پیش رو دارید:

الف) نامرئی و ناشناس باشید

ب) بزرگ و منحصر بفرد باشید

اگر به دور و برت نگاه کنی  2 نوع بازار می بینی، اکثریتی که در بازاری شلوغ و کسل کننده مشغول به کار هستند و سعی می کنند ” آسته برن آسته بیان، تا گربه شاخشون نزنه”. این گروه اکثریت نه تاثیرگذارند و نه نقش آفرین. این ها سیاه لشکر بازارند. این افراد وقتی میخوان محصول یا خدماتی را بخرند یا بفروشند چند تا زنگ اینور انور میزنند تا بازار دستشون بیاد. اقلیتی که بازار دستشان است و میدان داری می کنند. این گروه دوست ندارند نامرئی و ناشناس بمانند و چراغ خاموش عمل نمی کنند هر روز هفته برنامه خاصی برای مشتریان و حتی رهگذران دارند.

تا حالا از خودت پرسیدی این گروه اقلیت چرا تو بازار پادشاهی می کنند و اکثریت به دنبالشان می دوند.

 اگر با تمام وجود خواهان  پیوستن به این گروه هستی با من تا آخر این مقاله باش و بعد از خواندن این متن، کار عملی را انجام بده.

اولین شکست

مزه اولین شکست را کجا چشیدی؟ احتمالا  در سال اول ابتدایی.

سیستم آموزشی ایران


همان جایی که باید روی خط می نوشتی داخل خطوط را رنگ آمیزی می کردی، نباید خیلی سوال می پرسیدی! هر کاری را به عنوان تکلیف می گفتند باید انجام می دادی تا دانش آموز ممتاز کلاس شوی. لبته اگر خبرای کلاس را به ناظم مدرسه می رساندی؛ سوگلی کلاس می شدی و تبدیل می شدی به جزیره امن مدرسه. یا زمانی که استخدام یک سازمان یا شرکت شدی و در این محیط کار فقط باید به دستورات رییست گوش می دادی و انتقاد و پرحرفی هم قدغن بود چون اون وقت یاغی و سرکش محسوب می شدی!


سال 91 به عنوان پاره وقت در یک شرکت بازیافت کار می کردم هر هفته گزارشی از کارهای انجام شده ارسال می کردم و در پایان گزارش، راهکارهایی برای بهتر شدن امور می نوشتم. چون قسمتی از گزارش من شکل انتقادی داشت مدیر شرکت ناراحت شد و دیگر در جلسات از من دعوت نمی کرد، و کم کم از کار اخراج شدم. 


اولین تلنگر


اما وقتی تصمیم گرفتی مستقل شوی و خودت بشی رییست خودت. و با ذوق و اشتیاق فراوان کسب و کارت را افتتاح کردی متوجه شدی در محیط بازار و زندگی واقعی جذاب نیستی.


در این شرایط محصول و خدماتی را که با زحمت زیاد تولید و روانه بازار کردی خواهان ندارد… راستی چرا چنین شد شمایی که دقیقا عاشق کسب و کارت هستی، محصول و خدماتی که ارائه می دهی مورد نیاز مردم است از نظر قیمت و سرویس دهی هم که کم نگذاشتی پس چرا اینجور شد !

  • چرا در بازار نقشی نداری؟
  • چرا هزینه ها از درآمدت بیشتر است؟
  • چرا انبارت پر است از محصولات تولید شده؟
  • چرا مشتری های قبلی از رقبا خرید می کنند؟
  • چرا…

میدانی چرا اینجور شد. هر چند تلخ است ولی باید با صدای بلند بگویم و با قلم منتقدم برایت بنویسم تا حواست به کارت باشد.
از روزی که خواستی روی خط بنویسی. از روزی که فقط داخل خطوط را رنگ کردی. از روزی که دنبال دیگران تو بازار چشم و گوش بسته دویدی و ادای آن ها را در آوردی و از روزی که

محصولی تولید کردی شبیه بقیه و از روزی که مثل دیگران فکر کردی، لباس پوشیدی و زندگی کردی کسل کننده و حال بهم زن شدی!


مرهم درد تو چیست؟


باید بنفش شوی. چه زیبا “ست گادین” استاد نامی بازاریابی و توسعه فردی؛ خاص بودن و متفاوت بودن را به گاو بنفش تشبیه کرده است. بنفش بودن یعنی مثل هیچکس شدن یعنی بی نظیر و تک بودن، یعنی بین این همه آدم تو بازار عین گاو پیشونی سفید به چشم بیای و دیده شوی. اشتباه متوجه نشوی!  فکر نکن منظورم اینست که نابغه باشی و یا از علم و تخصص خاصی بهره ببری؟


نترس و نگران نباش.


اتفاقا نابغه ها از افراد عادی در زمینه بازار و تاثیر گذاری گودن ترند. این گروه پرمدعا و افاده ای فقط یا کارمندان خوبی هستند و یا کارهای عادی را از بقیه بهتر انجام می دهند. نمونه آن نخبگان دانشگاه های درجه اول ایران و جهان هستند که معمولا مدارج بالای علمی را دارند ولی کمترین تاثیر را در تغییر و تحول علوم را دارند.  متاسفانه تاثیر نابغه ها بر تمدن بشر خیلی خیلی کمتر از سیاستمداران، دانشمندان، تاجران خلاق و نترس می باشد.

بنفش بودن 


برای بنفش بودن باید ریسک های جدی بکنید.

فضانوردانی مثل « نیل آرمسترانگ » و « سالی راید» را به دلیل این جسارت داشتن تحسین می کنیم (جرات ترک کردن تنها سیاره ای که تا کنون انسان بر آن زیسته است و ریسک رفتن به فضا)


قهرمانانی چون گاندی، نلسون ماندلا و مارتین لوتر کینگ را قدر می نهیم

زیرا چنان اعتقاد محکمی داشتند که زندگی خود را برای اصول اخلاقی ای که برایشان ارزشمند بود به خطر انداختند.


شخصیت های بزرگی چون: استیو جابز، بیل گیتس را به دلیل داشتن جسارت ترک تحصیل، پذیرش ریسک ورشکستگی، کار را از گاراژ منزل برای به واقعیت تبدیل کردن رویاهای فناوری شان می ستاییم.


بزرگانی چون : شاهرخ ظهیری، بهروز فروتن، بابک بختیار، رضا سلطانی و برادران محمدی را ارج می نهیم

و به آن ها بخاطر نترسیدن در برابر کاغذ بازی اداری، مسخره شدن توسط اقوام، نترسیدن از ورشکستگی و زندان و از همه مهمتر بنفش شدن در جامعه کسل کننده و یکرنگ ایران افتخار می کنیم. 

خاص بودن در بازار


چگونه می توان متفاوت و خاص شد. ( بنفش شدن)


الف) از راهی بروید که روندگان آن کم اند:


آیه ای در انجیل هست به این مضمون که: « … از راهی نروید که روندگان آن بسیارند، بلکه از راهی بروید که روندگان آن بسیار کم هستند. »
در بازار شلوغ و آشفته ایران متناسب بودن، تکراری بودن عامل شکست است.

در سال 93 و 94 شهرک صنعتی مهم تهران، قم، اصفهان و شهرکرد را برای تهیه مواد اولیه از نزدیک مشاهده کردم بیشتر سوله‌ها از 3 حالت بیرون نبودند: تعطیل ، نیمه تعطیل و فعال… البته تعطیل شده‌ها و نیمه تعطیل‌ها از فعالین خیلی خیلی بیشتر بودند. در بعضی از این سوله‌ها بالای 5 میلیارد سرمایه رها شده بود فقط گاها 1 یا 2 نگهبان داشتند.

همان تعداد کم فعال هم ناراحت و نگران بودند. جالب اینکه بیشتر این تولید کنندگان شاکی بودند که حمایت نمی شوند 
تنها برند سوخاری خارجی در بازار ایران، که یک شرکت تایوانی می باشد محصولی دارد که از طعم، رنگ و بسته بندی خاصی برخوردار است و همین برند به تنهایی حدود 25 درصد بازار ایران را بدست آورده است.
برای اینکه خدمات یا محصول خاصی داشته باشید فقط و فقط کافیست مثل بقیه نباشید،

ب) با خودتان رقابت کنید:


در زمانی که مشاور کنکور بودم به دانش آموزان 3 توصیه داشتم و با تمام وجود به این توصیه ها ایمان داشتم: 

  • شما به کلاس کنکور نیاز ندارید.
  • فقط باهوش ها در کنکور موفق نیستند.
  • رقیب اصلی تو، خودت هستی


وقتی وارد بازار سنتی شدم دوباره متوجه شدم این 3 توصیه در بازار هم خیلی مهم است و نقش آفرینی می کند به ویژه مورد سوم یعنی «رقیب اصلی تو خودت هستی.»


 در بازار آنلاین هم این توصیه ها برایم کارساز شد و بدون حضور در کلاس طراحی، مدیریت سایت و فتوشاپ و.. در این مهارت ها توانا شدم.


رقیب اصلی تو، فقط و فقط خودت هستی اگر توانستی با باورها و الگوهای ادراکی درون خودت  مبارزه کنی و آن ها را به چالش بکشی و یا تغییر دهی تحول بزرگی در وجودت ایجاد خواهد شد.


 ولی اگراین الگوهای ادراکی را وحی منزل حساب کردی شک نکن که توسط خودت به زمین خواهی خورد.

ج) اجازه دهید مشتریان از شما انتقاد کنند:


تنها راه خاص و برجسته بودن این است که از شما انتقاد کنند و شما هم با رویی باز از این انتقادات استقبال کنید و به آن ها عمل کنید تا انقلابی  واقعی در کسب و کارتان ایجاد شود.


شیراز دوست داشتنی و تغییر حال و هوای من 


در سال 93 آخرای هفته که کلاس و تدریسم تمام می شد شخصا به بازاریابی محصولاتم می پرداختم اولش خیلی ترس و شرم داشتم ولی کم کم عادت کردم و جزیی از زندگی ام شد. در آذر همان سال رفتم شیراز و سر از بازار وکیل در آوردم 3 الی 4 مشتری خوب پیدا کردم ولی ته دلم به این مشتری ها قرص نبود احساس می کردم نمی توانند زیاد کمکم کنند.

نزدیکی ظهر بود وارد یک عطاری بزرگ شدم 3-4 نفری مشغول کار بودند و یک پیرمرد خوش سیما پشت صندلی نشسته بود. رفتم سراغ همان پیرمرد خوش سیما و سلام و علیکی و معرفی خودم و نمونه محصولم را نشانش دادم.  با دقت خودم و محصولم را ورانداز کرد و خیلی قاطع  ولی دوستانه با لهجه شیرین شیرازی گفت: «ببین عامو محصولو میخرم ولی باید 2 تا کار بوکونی» .

  1. پاکتو مالی نیست اصفهانی بازی در  کردی. عوضش کن.
  2. قیمتو بالاس باید بیاریش پایین تا ما بوتونیم روش کار کنیم.

بازاریابی را رها کردم و بطرف اصفهان حرکت کردم. فردا صبح رفتم کارگاه و برای شریکم قصه را تعریف کردم قرار شد 3 تا کار را سریع انجام بدیم: 

  • پاکت متالایز سفارش دادیم البته از کارخانه تا قیمت خیلی پایین باشد.
  • لیبل و برچسب محصول را خودمان طراحی کردم که خیلی عالی شد.
  • مواد اولیه را از شهرهای دیگر با قیمت بسیار پایین تر تهیه کردیم.


با جرات باید بگم که با همین 3 تکنیک ساده در عرض 3 ماه فروش ما دو برابر شد و این 3 تکنیک ساده ما را به گاو بنفشی عالی تبدیل کرد که براحتی قابل دیدن شدیم.

کارعملی:

1- سه ترفند خاص شدن در بازار را تبدیل به یک برنامه عملی کن و در کسب و کارت اجرا کن؟

ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار نوین

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکارهای نوین

عزیزانی که این مقاله را خواندند، مطالب زیر را دوست داشتند

No post found!

چگونه آینده کسب و کارمان را پیش بینی کنیم حتی اگر تا امروز نسبت به آینده خوشبین نباشیم؟

شاید برای تو هم این سوال پیش آمده باشد: که چرا بعضی افراد در زندگی، کسب و کار و روابط اجتماعی و… همیشه موفق اند و مشکلات زندگی آن ها را غافلگیر نمی کند یعنی به جای اینکه زندگی آنها را مدیریت کند آنها زندگی شخصی و کاری را به خوبی مدیریت می کنند. (قدرت پیش بینی آینده)

در عوض بیشتر افراد جامعه همیشه در مشکلات غوطه می خورند و در زمان مشکلات و بحران ها نمی توانند شرایط را به نفع خودشان تغییر دهند مثلا در بحران های مالی سال های 91 و 97 نزدیک به 90 درصد ایرانی ها حداقل 50 درصد دارایی خود را از دست دادند.

بخوانید: چگونه مواظب دارایی خود باشیم


پلن اول:

اگر نگاهی به 10 سال گذشته داشته باشی متوجه می شوید که:

  • خانواده ها فقیرتر شده اند.
  • تعداد بیکاران چند برابر گذشته است.
  • اوضاع مالی و رفاهی مردم افتضاح است.
  • آمار مهاجرین چند برابر گذشته است.
  • ورشکستگی بنگاه های تولیدی و توزیعی بیداد می کند.
  • کارمندان و کارگران شرایط مالی نابسامانی دارند.
  • و …


پلن دوم:


در عوض عده کمی را می بینید که:

  • نسبت به گذشته ثروتمندتر شده اند.
  • نسبت به گذشته از تخصص ومهارت بالاتری برخوردار شده اند
  • نه تنها فقیر نشده اند بلکه دارایی شان چند برابر شده است.
  • ظاهری بشاش و سرخوش دارند و با دم شان گردو می شکنند.
  • ضمنا برای جامعه مفیدند و تولید ثروت کرده اند.


پلن سوم:


در این شرایط تو فقط 2 راه در پیش رو داری:

الف) می توانی این افراد را:

  • زالوصفت ودزد بنامی
  • ماشین خوشگل و مدل بالای آن ها خط خطی کنی
  • در کوچه و خیابان فحش و ناسزا نثارشان کنی
  • آن ها را عامل بدبختی خودت و جامعه بدانی
  • آرزو کنی ای کاش قدرتی داشتی و همه آن ها را به چوخه اعدام محکوم می کردی


ب) یا اینکه می توانی یک تلنگری به سلول های مغزت بزنی و ازش بپرسی:

  • چرا این تعداد کم جامعه سرخوش و امیدوارند و بقیه خسته و فرتوت!
  • چرا این تعداد کم اگر زمین هم بخورند فقیر نمی شود و دوباره رشد می کنند!
  • این افراد چه مهارت هایی دارند که با دیگران فرق دارند!
  • چه کار باید کرد تا مثل این افراد سرخوش و سربلند گشت!
  • من چگونه می توانم از این شرایط بدبختی و غافلگیری به سرخوشی و ثروتمندی برسم؟


پلن چهارم:

ایمان دارم که جزو گروه اول نیستی و الا در همان 2 خط اول مقاله و سایت را ترک می کردی و دنبال خط میانبر و یا معجزه ای بودی که از این مخمصه نجاتت دهد. خیلی خوشحالم که اینجا هستی و به خودت و من انرژی و قوت قلب می دهی برای تلاش و یادگیری هوشمندانه.

اگر خواهان رشد و پیشرفت همیشگی هستی باید مهارت های مورد نیاز قرن 21 را در وجودت ایجاد کنی.  یادگیری و هماهنگی روح و جسمت با این مهارت ها نیاز به زمان دارد برای اینکه در این مهارت ها قوی و حرفه ای شوی راهی نیست جز تمرین ذهنی و عملی و به کار بردن آن ها در زندگی شخصی و کسب و کار…


چه باید کرد؟

اگر زندگی نامه کارآفرینان، نخبگان و رهبران کسب وکار را مطالعه کنید متوجه می شوید که علیرغم مهارت های زیادی که دارند در 2 مهارت فوق العاده قوی هستند  و همین 2 مهارت آن ها را از سایر افراد جامعه جدا می کند.

مهارت های اصل « میل به پیشرفت همیشگی » و اصل « توانایی درک پیش بینی آینده» از مهمترین توانایی های افراد موفق و تاثیرگذار است.

در این مقاله به موضوع اصل میل به پیشرفت همیشگی وارد نمی شوم و در مقاله ای جدا بررسی می شود.

قدرت پیش بینی آینده

چرا رهبران سیاسی، کارآفرینان بزرگ، اسطوره های ورزشی و مخترعین بزرگ به این مرحله از رشد رسیدند. آیا از هوش و توانایی برخوردار بودند؟ توانایی خاصی داشتند که توانستند در زمان حضورشان بیشترین تاثیر را بر دیگران داشته باشند؟

مسلما آن ها توانایی های زیادی داشته اند ولی مهارت « درک قدرت پیش بینی آینده » عامل اصلی موفقیت آنها بوده است.

 بیل گیتس دانشگاه هاروارد را رها کرد زیرا می دانست که در آینده نزدیک فناوری it جهان را دگرگون خواهد کرد. استیو جابز با توانایی آینده بینی که داشت اپل را پایه ریزی کرد و به دنبال تیم نوآفرین خود راه افتاد چنان که به مدیرعامل وقت کوکاکولا می گوید : « می خواهی تا آخر عمرت آب و شکر را بسته بندی کنی… بیا با هم دنیا را تغییر دهیم. »

شکست در ازدواج، کسب وکار، کنکور، روابط اجتماعی و عاطفی به خاطر مسائل اقتصادی و یا بد شدن آدم ها اتفاق نمی افتد بلکه به این علت است که این افراد در توانایی آینده بینی مشکل دارند.

اگر به زندگی امروز مردم نگاه کنی متوجه مشکلات زیاد آن ها می شوی کافیست سری به راهروهای دادگاه ها بزنی فوج عظیمی از مردم را می بینی در صف رسیدگی پرونده نشسته اند معمولا 90 درصد این پرونده ها مربوط به طلاق، کلاهبرداری و کتک کاری است.


«سید علیرضا آوایی وزیر دادگستری در همایش سراسری قوه قضاییه که
در سالن اجلاس سران با حضور سران سه قوه برگزار شد، گفت:
 سالیانه ۱۶ میلیون پرونده وارد دستگاه قضایی می‌شود»


معمولاعلت این مشکلات را در بیکاری، فقر، بیماری و… می دانند ولی اگر بخواهیم مسئله را اساسی بررسی کنیم باید بگوییم علت اصلی اینست که: جامعه امروز ما درکی از تغییرات شدید ندارند و به همین دلیل  بیشتر انتخاب ها و اقدامات روزانه آنها بر اساس باورهای ادراکی و ذهن آن هاست تا درک شرایط امروز جامعه ایران.

مثلا هنوز بیشتر مردان دوست دارند وقتی از بیرون به منزل می آید خانمش برایش سفره را پهن کند و از طرفی خانم سرکار است وقتی به منزل بر می گردد انتظار دارد که همسرش همراه با او در کار خانه کمکش کند… در اینجا مرد در چارچوب ادراکی گذشته خودش مانده و از سویی زن در حقوق تازه درک کرده خودش است و زیر بار زندگی قبلی نمی رود.

جوان ایرانی درس می خواند که یک شغل دولتی آماده با امنیت آینده پیدا کند ولی در واقعیت چنین چیزی وجود ندارد زیرا دوره استخدام فله ای دولتی تمام شده ولی جوان ایرانی این تغییر را درک نکرده است.

تو جامعه ما سرهم کلاه گذاشتن مد شده ولی علت اصلی اش بد شدن آدما و دزد بودن آن ها نیست مشکل دوباره بر می گردد به درک نکردن تغییرات مالی و اقتصادی…

در دهه 60 تا 80 اگرفردی یک مکان خوب شهر را اجاره می کرد، مشتری بدون نیاز به تبلیغات و هزینه بازاریابی با پای خودش می آمد نیازش را خرید می کرد و فروشنده هم سود خوبی می کرد .

فروشنده حداقل سالانه سودی معادل 40 درصد داشت که اجاره و هزینه های فروشگاه به 20 درصد هم نمی رسید یعنی سر انگشتی طرف 30 الی 25 درصد سود سالانه داشت.

با تغییراتی که در دهه 90 افتاد دیگه مغازه داری به این سبک جواب نمی دهد زیرا هزینه های فروشگاه و اجاره بیش از 30 درصد فروش سالانه است.

از طرفی فروشگاه های آنلاین 10درصد اجناس را ارزان تر به دست مشتری می رسانند  اینجاست که فروشگاه سنتی مجبور به ضرر می شود و از رقابت عقب می افتد. در نتیجه چک اش برگشت می خورد و در بازار به عنوان فردی بد حساب و اگر ادامه پیدا کند کلاهبردار شناخته می شود.

در صورتی که اگر شناختی از تغییرات جامعه داشت و متوجه تغییرات شدید سلیقه مشتری، تکنولوژی و شیوه بازاریابی می شد خیلی زود متوجه  ضعف سیستم کسب و کارش می شد

عده ای از کارشناسان معتقدند خانواده های ایرانی نسبت به گذشته فقیرتر شده اند و در علت یابی آن مسئله را به تحریم و تورم ربط می دهند هر چند این دلایل  تاثیر گذار است ولی علت اصلی بر می گردد به درک تغییرات و بی توجهی به آینده!

خانواده ایرانی اگر تغییرات جدید را درک کرده بود جلو ریخت و پاش هایی که در مراسمات عروسی، عزاداری و مهمانی ها انجام می داد را می گرفت.

زیرا می دانست که این اطوارها مال دنیای گذشته است و در این عصر جوابگو نیست…

چقدر جالب است خانواده ایرانی حداقل 200 میلیون تومان هزینه ریخت و پاش های عروسی می کند ولی عروس داماد در یک خانه اجاره ای زندگی را شروع می کنند در صورتی که با 200 میلیون سرمایه می شود صاحب یک آپارتمان نقلی شد و از اجاره نشینی نجات پیدا کرد.


« بدون اغراق می توان گفت قدرت پیش بینی آینده اوج توانمندی هاست. می دانید چرا؟ برای اینکه با دارا بودن توانایی ساده ی گره گشایی از مشکلات خیلی راحت تر می توان به موفقیت رسید. در واقع همین توانایی است که کیفیت زندگی هر کس را تعیین می کند، زیرا بدون وجود مشکل یا مساله، همه چیز بطور طبیعی به خوبی پیش می رود. اما هرگاه مشکلی از راه برسد، سطح موفقیت ما به این بستگی خواهد داشت که با چه سرعت، به چه آسانی و با چه ظرافتی مسائل، مشکلات و موانعی را که سر راهمان قرار می گیرد از پیش رو بر داریم »


چگونه پیش بینی آینده را به مهارت اولم تبدیل کنم

من چگونه می توانم آینده بین شوم؟

 چگونه می توانم تغییرات را درک کنم و آن ها را به فرصت تبدیل کنم؟

اولین گام برای درک تغییرات آینده باید باورها و چارچوب هایی که برای خودت ساختی را تغییر دهی یعنی ابتدا بدانی که تغییرات یک مسئله همیشگی است  و اگر پذیرای آن باشیم به سود ماست.


5 راه حل برای مهارت آینده بینی:

1) در دام الگوهای ادراکی خود نیفتید: هر فردی برای خود باورهایی دارد که فکر می کند درست است به طوری که اگر با این باورها مخالفت شود برخورد می کند و به هیچ وجه قبول نخواهد کرد.


الگو ادراکی هایی چون:

  • بهترین سرمایه گذاری خرید ملک است.
  • کارمند دولت شدن یک عمر راحتی و امنیت شغلی دارد.
  • دانشگاه بهترین فرصت زندگی ات است.
  • سرمایه گذاری در اروپا و آمریکا گنج است.
  • پول ، پول می آورد.
  • خانه کلنگی ات را به مجتمع چند واحدی تبدیل کن.
  • و …

حالا اگر فردی با دلایل محکم و علمی ثابت کند که تمام الگوها و باورهای بالا اشتباه است و امروزه جواب نمی دهد شما چه واکنش نشان خواهی داد.


1) باید نترسیم و باورهایی که دیگران به خورد ما داده اند و جز وجود ما شده است را مورد سوال و ارزیابی قرار دهیم. اگر جرات این کار را پیدا کردی اولین گام را برای مهارت پیش بینی آینده برداشته ای.


2) باورهای نو را در خودتان به وجود آورید: خیال پردازی و رویابافی به این باورها شکل می دهد نترسید در حوزه کاری خود و حتی زندگی شخصی خود رویاپردازی کنید و دنبال رویاهای ناب باشید و گاها فیلم های آینده بینی را ببینید… این کار ذهن شما را برای تغییرات آماده می کند.


3) تفکرات خطی خود را دورانی کنید: یانگ در زمینه تکامل شخصیتی معتقد است که رشد فردی مرحله به مرحله در یک مسیر مستقیم نیست بلکه این چرخه تکاملی گام به گام و حالت دورانی دارد.


اینکه ما فکر کنیم چون قبلا این اتفاق افتاده پس در آینده هم خواهد افتاد یک مانع بزرگ در زندگی خواهد بود بیشتر بازنده های 10 سال اخیر بازار بورس و ارز و مسکن همین گروه هستند که بعضی مواقع تمام دار و ندار خود را از دست دادند.


بنابراین برای ایجاد تغییر و دگرگونی در زندگی و کسب و کار باید به جای اینکه تفکر خطی و یکنواخت داشته باشیم به تفکر چرخه ای عادت کنیم.


باید تمرین کنیم تا یاد بگیریم چرخه ای و خلاق بیندیشیم و از خیالات خطی دوری کنیم اگر عادت به تفکر چرخه ای و خلاقه بکنید شک نکنید که برنده همیشگی زندگی و کاری خواهید بود.


4) تابو شکن باش و سوال کن آن هم سوالات سخت سخت؟


بجای انتقاد از دولت، دوستان، کارگران و کارمندانت، از خودت انتقاد کن. خودت را به چالش بکش. نترس هر روز و هر هفته و همیشه خودت را ارزیابی کن…


سبک زندگی ات، رشد کسب و کارت و میزان رابطه با همسرت و… همه و همه را به چالش بکش حتی بخودت نمره بده اگر مردد شدی، جا نزن برنامه و نقشه اصلاح خودت را بنویس.


در مجموع باید از دام الگوهای ادراکی نجات پیدا کنی و جستجوگر راه امکانات گوناگون باشی، یادگیری و به کاربستن فناوری را در الویت کسب و کارت قرار دهی.
شناخت نیاز افراد و نیاز بازار از رکن اساسی هر کسب و کاری است بدون شناخت نیاز مردم، قادر نخواهی بود نوآوری و آینده بینی کنی اگر شناختت نسبت به مردم زیاد شد ایده های ناب و ثروت آفرینی به سراغت خواهد آمد.

کار عملی:

1) چند نمونه از الگوهای ادراکی خود را بنویسید و مشخص کنید که این الگوها باعث رشد و توسعه کسب و کارت هستند یا باعث عقب ماندگی؟

2) به کدام الگوهای جدید نیاز داری تا باعث تغییر اساسی در کسب و کارت شود؟ ( الگو را مشخص کنید )

3) اگر بخواهی در کسب و کارت دست به خانه تکانی بزنی ( تابو شکنی کنی ) چه اقدام انجام می دهی؟

 ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار

ابراهیم اسدی
مشتری همیشه وجود دارد، چه بازار سنتی باشه چه بازار آنلاین. مهم اینه که دیده شوی.
کمک می کنم تا با درست دیده شدن در بین بازار، حرف اول را در حوزه کسب و کارت بزنی.

عزیزانی که این مقاله را خواندند، مطالب زیر را دوست داشتند

No post found!