3دلیل شکست استیوجابز،جف‌بزوس در پروژه سگوی

اختراعی عجیب،  دره سیلیکون‌ولی را به سرعت به ولوله انداخت و مخترع را ( دین کامن )  ادیسون عصر نامیدند.

استیوجابز اختراع را شاهکار دنیای دیجیتال نامید و حتی به مخترع پیشنهاد خرید ۱۰درصد به مبلغ ۶۳ میلیون دلار را داد، ولی کامن پیشنهاد را رد کرد.

جف‌بزوس صاحب فروشگاه آمازون با یک نگاه عاشق این اختراع شد و به مخترع گفت: « شما محصولی دارید که آن چنان انقلابی است که هیچ مشکلی برای فروشش نخواهید داشت.».

جان‌دوئر سرمایه گذار معروف که قبلا با سرمایه گذاری در گوگل و اپل و… ثروت زیادی بدست آورده بود خیلی سریع ۸۰ میلیون دلار به درون این کسب و کار پمپاژ کرد و خیلی ذوق زده بود و می گفت این پروژه در سال اول رکورد یک میلیارد دلار خواهد زد. و مخترع هم خیلی خوش بین بود که هفته ای ۱۰ هزار از این دستگاه خواهد فروخت.

این محصول سگوی (ابزار حمل و نقل شخصی با توازن خود بخودی ) نام داشت که به قول مجله تایم از بزرگترین ناکامی دنیای فناوری بود که با شکست روبرو شد و نه تنها رکورد نزد و هفته ای ۱۰ هزار فروش نرفت بلکه در طی ۶ سال فقط و فقط ۳۰ هزار فروش رفت.

3 دلیل شکست جف بزوس و استیوجابز

چرا ابر قهرمانان تکنولوژی دچار اشتباه شدند؟

 براستی چرا سگوی بر زمین ماند و به پرواز در نیامد.!

  • مگر استیوجابز سینه چاک این محصول نبود، مگر جف بزوس  عاشق این محصول نشده بود مگر جان دوئر پول به پایش نریخته بود!!! پس چرا به زمین خورد.؟
  • مگر استیوجابز، جف بزوس و جان دوئر شاخ های دنیای دیجیتال و ژنرال های دره سیلیکون ولی نبودند، چرا اشتباه کردند ؟
  • چرا سرمایه خود را بر باد دادند. آیا باورمان می شود که ژنرال های دره‌سیلیکون‌ولی در قضاوت و شناخت سگوی به اشتباه افتاده باشند!
  •  استیوجابز استاد دنیای نرم افزار و سخت افزار و لیدر پروژه ها، جف بزوس شاخ خرده فروشی آنلاین جهان چرا اشتباه کردند؟
  • کجای کار را اشتباه رفتند؟ مگر این بزرگان ، دنیای هزاره سوم را به چالش نکشیدند و تحول آفرین نشدند؟

اگر به پروژه سگوی دقیق و موشکافانه بنگریم، باید در سه مورد شکست را بررسی کرد؛ تا هم برای جهان انفورماتیک درس تازه ای باشد، و هم تک تک انسانهای کره خاکی از این پروژه ی سگوی درس زندگی و کسب  وکار یاد بگیرند.

عوامل اشتباه پروژه سگوی

  • بی تجربگی در حوزه غیر مربوطه
  • غرور
  • اشتیاق فراوان

 استیو جابز و جف بزوس در حوزه فناوری و دنیای آنلاین استاد استادان بودند. جان دوئر در سرمایه گذاری فناوری تا کنون موفقیت های زیادی کسب کرده بود، ولی :

– آیا در سیستم حمل ونقل هم همین خبرگی و تجربه جهانی را داشتند؟

– آیا آینده پژوهی این سه ضلع قدرتمند در حوزه حمل ونقل هم در حد دنیای فناوری می توانست باشد؟

– آیا شناخت شمی استیوجابز در صنعت فناوری ، در صنعت حمل و نقل هم کاربرد داشت؟

– آیا شناخت شمی در حوزه ناشناخته جوابگو است یا نیاز به شناخت سیستماتیک دارد؟

استیو، جف و جان نوآفرین بودند آنهم  نوآفرینان ممتاز کره خاکی ولی پدیدآورنده حوزه حمل ونقل که نبودند،

برای قضاوت در مسئله ای همیشه پدیدآورندگان همان حوزه قضاوت  درست و حسابی انجام می دهند نه صاحب نظران حوزه دیگر!!!

هر سه نفر انسان های بزرگ و وارسته ای بودند  ولی در پروژه سگوی با غرور ورود کردندو همین مسئله خیلی کمبودهای پروژه را از چشم آن ها دور کرد، تا نتوانند تمام حقایق پنهان سگوی را ببینند.

اشتیاق استیوجابز و جف بزوس در این پروژه خیلی زیاد بود!! بطوری که وقتی استیو سوار سگوی شدحاضر نبود از سگوی پیاده شود و برای تست کردن تحویل نفر بعدی بدهد.

 نتیجه:

 چرا این ۳ عامل فوق، باعث شکست سرمایه گذاران و نوآفرینان بزرگ حوزه دیجیتال گردید.؟

چون این عوامل باعث شد که آن‌ها نتوانند به درون این پروژه نفوذ کنند. آن‌ها فقط با توجه به شناخت شمی و تجربه تخصص‌شان دست به انتخاب زدند، در صورتیکه هیچ شناختی از شرایظ پروژه سگوی نداشتند.

 این عوامل 3 گانه می‌تواند برای پدر و مادران، معلمان و کارآفرینان کسب  وکارهای نو درس بزرگی باشد،زیرا قضاوت و یا حتی ورود در حوزه ای که تخصص آن‌ها نیست خطای بزرگی است، و می ‌تواند نتایج وحشتناکی داشته باشد.

بهتر است برای قضاوت و حضور در حوزه غیر مربوط با مطالعه و آموزش های لازم  و استفاده از تجربه بزرگان آن حوزه انجام شود.

اگر به نتیج ورشکست های بازار ایران دقت کنیم بیشتر متوجه این موضوع خواهیم شد. 

معمولا کارمندان یا متخصصین با گرفتن پاداش بازنشستگی و یا قهر از کارفرما، وارد صنعت یا حوزه غیر مرتبط با مهارتشون می شوند و خیلی سریع سرمایه خود را از دست می دهند.

در ۱۰ سال اخیر هرچند بازار ارز، طلا، بورس و مسکن و… از جهش های زیادی برخوردار بوده است، ولی بیشتر شکست  خوردگان مردم عادی بودند که با عجله و بدون شناخت به این بازارها شیرجه زدند، و با کله به ته استخر سقوط کردند و ضربه فنی شدند.

متاسفانه حتی شرکت های بزرگ و هلدینگ ایران مثل: صنایع فولاد، پتروشیمی‌ها و… چون در دهه 90 سرمایه عظیم دلاری در حساب بانکی‌شون تلنبار شد وارد بازار ملک و سرمایه گذاری‌های غیر تخصصی شدند و در دهه نود با افزایش دلار ضرر سنگینی متوجه خود کردند. 

بنابر نظر بانک مرکزی 5000 شرکت بزرگ ایران حدود 120 هزار میلیارد ریال بدهی بانکی دارند… علت اصلی این بدبختی و فلاکت فقط و فقط بخاطر نداشتن تجربه در صنعتی عیز از تخصص خود است که معمولا انسان های طمع کار و یا مغرور دچار این مشکلات می شوند.

چه باید کرد تا…

تجربه 40 ساله اخیر در حوزه مالی و سرمایه گذاری، نقشه راه علمی و اقتصادی خوبی در اختیار ما می گذارد تا دچار اشتباهات وحشتناک مالی نشویم و نه تنها سرمایه خود را از دست ندهیم بلکه در زمان های بحران اقتصادی از سود خوبی برخوردار شویم.

ابراهیم اسدی؛ مشاور بازاریابی و توسعه‌دهنده کسب‌وکارهای آنلاین

This site is protected by wp-copyrightpro.com