چیکار کنید تا در کسب وکارتان چک برگشتی نداشته باشید

چیکار کنید تا در کسب وکارتان چک برگشتی نداشته باشید

میزان افزایش چک‌های برگشتی روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شود ( میانگین چک برگشتی در سال 97 ماهانه یک میلیون و پانصد هزار بوده است ) و همین آمار وحشتناک، موجب نگرانی فعالین اقتصادی شده است بخصوص فعالینی که حجم زیادی از فروششان مدت‌دار است.

در زمینه میزان میانگین چک برگشتی در بازار نظرها متفاوت است بعضی معتقد به حداقل 10درصدند عده‌ای هم به 25 و 30 درصد اشاره دارند. ولی واقعیت اینست که معدل چک برگشتی درصدی نیست بلکه بستگی به شرایط اقتصادی کشور و بازار  دارد.  امروز که اوضاع اقتصادی خوب نیست معدل چک برگشتی باید صفر باشد!

دلیل صفر بودنش هم مشخص و شفاف است. چرا؟ چون شما محصول یا خدماتی را به فردی ارائه دادی و در عوضش چک گرفتی یعنی بجای این که مبلغ را نقد دریافت کنی  مدتی شده برای 1 الی  4 ماه، حالا اگر در 4 ماه نقد نشه هیچ توجیهی نداره چون اصل سرمایه و سود حاصله در حال از بین رفتن است.

شما چی! شما با این مسئله چگونه برخورد می کنید؟ آیا تا حالا از خودتان پرسیدید که چیکار کنم تا چک برگشتی نداشته باشم؟ آیا نسیه و مدت‌دار کار کنم یا نقد؟

البته این سوال‌ها این روزها دغدغه همه است چون افزایش قیمت محصولات و خدمات از یک طرف و از طرفی نوسانی بودن قیمت‌ها باعث شده بسیاری از معاملات مدت‌دار نقد شوندگی کمتری داشته باشند و اینجاست که عامل بقا در بازار از سوددهی بالا توجیه پذیرتر باشد.

4 روش برای کم کردن چک برگشتی مشتریان

الف)فروش نقدی را بیشتر کنید

ب) نقد کردن چک‌های برگشتی از طریق  قانونی

ج) جذب مشتریان جدید به جای مشتریان بدحساب و مدت‌دار

ی) اعتبارسنجی مشتریان از طریق سیستم بانکی و  موسسات اعتبارسنجی

الف) فروش نقدی را بیشتر کنید:

– با مشتریان گفتگوی حضوری و غیر حضوری داشته باشید: در این گفتگو استراتژی خودتان را به آن‌ها گوشزد کنید و بگویید که هیات مدیره تصمیم بر کاهش معاملات مدت‌دار گرفته، و از این به بعد معاملات 6 ماهه نداریم و معاملات 6 ماهه و 4 ماهه به 3 ماهه و معاملات 3 ماهه به 2 ماهه و 2 ماهه به 1 ماهه تبدیل می شود.

-تا می توانید نقد خریدن را وسوسه‌انگیز و جذاب کنید: با دادن امتیازات متنوع سعی کنید نقد خریدن را در بین مشتریان جذاب کنید:

  • میزان درصد تخفیف را افزایش دهید: معمولا تخفیف خرده فروشی 15 الی 25 درصد است ( البته بستگی به محصول، قیمت و نیاز بازار دارد) ولی شما اگر میزان تخفیف را 2 الی 5 درصد افزایش  دهید مشتری  سر کیسه را شل خواهد کرد.
  • علاوه بر تخفیف خوب، اشانتیون بدهید: سقف فروش و شفارش تعیین کنید مثلا اگر مشتری تا امروز سقف فاکتورش 10 میلیون تومان است پیشنهاد بدهید که اگر فاکتور بعدیتون 15 میلیون شود تخفیف بیشتری خواهید گرفت بعلاوه در ازای 2 جین 1 عدد اشانتیون خواهید گرفت.
  • تخفیف غیر منتظره ای به عنوان پاداش بدهید: به‌جای دادن هدایای کلیشه‌ای مثل سالنامه، تقویم و… مشتریان ویژه را با دادن پاداش غافلگیر کنید. مثلا 1 درصد سود سالانه این نوع مشتری‌ها را طی یک فقره چک نقدی بعنوان پاداش تقدیم آن‌هاکنید. البته این روش برای محصولات و خدمات گرانقیمت تاثیر بیشتری دارد.
  • روزی مخصوص بنام مشتریان ویژه: مشتریان ویژه و نقدی خود را در پایان سال و یا روزی به مناسبت روز مشتری تعیین کنید وآن‌ها را به صرف شام یا ناهار و یا برنامه تفریحی – سرگرمی دعوت کنید.

ب) نقد کردن چک‌های برگشتی از طریق  قانونی:


زمان را از دست ندهید:

 برای این که چک حقوقی نشود زمان را از دست ندهید شما در صورتی که چکی در دست دارید که بلامحل است فقط دو ماه ( قانونا 6 ماه) زمان دارید تا نسبت به برگشت زدن آن اقدام کنید.

 
برگشت زدن به معنی شکایت نیست
 
بیشتر افراد فکر می کنند همین که چک را برگشت زدند به معنای پایان مراحل شکایت است. برگشت زدن چک به تنهایی نمی تواند برای رسیدن به پولتان کافی باشد. شما بعد از برگشت زدن تنها شش ماه فرصت دارید که به مراجع قضایی شکایت کنید. در صورت ثبت نکردن شکایت در این مدت نمی توانید به دریافت پولتان امیدوار باشید.
 
 
فرم مخصوص دادخواست را فراموش نکنید
 
دادگاه تنها در صورتی حکم به پرداخت مبلغ چک در وجه دارنده چک را صادر خواهد کرد که دارنده به عنوان شاکی که در اصطلاح حقوقی به آن خواهان می گویند، فرم مخصوص دادخواست را تکمیل و با پرداخت هزینه دادرسی از طریق ابطال تمبر و سایر تشریفات قانونی، آن را تحویل دفتر دادگاه داشته باشد. پس در مراجعه به دادگاه برای شکایت در مورد چک فرم درخواست را فراموش نکنید.
 حساب های دیگر صادرکننده هم به روی شما باز است
 
یکی از مهمترین منابع وصول چک های برگشتی دیگر حساب های صادرکننده در بانک مورد نظر است. این یکی از مواردی است که به تازگی بانک ها مجاز به استفاده از آن شده اند اما ایراد مهم این است که تا شما درخواست نکنید بانک ها با توجیه عجیب مشتری مداری! این کار را نخواهند کرد. هر چند اگر قرار بر مشتری مداری باشد بانک از طریق پاس کردن چک می تواند به اعتبار صاحب چک کمک بکند.
 
 

ج) جذب مشتریان جدید به جای مشتریان بدحساب و مدت‌دار:

 وقتی سیستم کاهش فروش مدت دار را اجرایی کنید  بعضی مشتریان را از دست خواهید داد. از این بایت نگران نباشید با تلاش مضاعف و بازاریابی منظم و با برنامه، براحتی جایگزین بهتری پیدا خواهید کرد.

چیکار کنید تا در کسب وکارتان چک برگشتی نداشته باشید

ی) اعتبارسنجی مشتریان از طریق بازار، سیستم بانکی و موسسات اعتبارسنجی:

یکی از معضلات همیشگی بازار و تجارت، درخواست خریدهای غیر نقدی از طرف مشتری های جدیده. این درخواست‌ها گاه چنان وسوسه انگیزست که طمع می افتد به پوست آدمیزاد که به هیچ صورتی نمیشه ازش گذشت!

ولی با ترفندهایی می توانید از دام کلاهبرداران نجات پیدا کنید و با اعتبارسنجی شخصی و بانکی از تلنبار شدن چک‌های برگشتی در گاو صندوق جلوگیری کنید.

اعتبارسنجی مشتریان از طریق هوش مالی شخصی:

  • طمع نکنید باور کنید طمع، بزرگترین شانس کلاهبردارن است.
  • موقعیت و ارزش مغازه خیلی مهمه که نشون دهنده توان مالی مشتریه. 
  • مشتری که نسبت به قیمت چانه زنی نمی‌کنه حتما کاسه ای زیر نیم کاسشه! 
  • مشتری که راحت‌تر و با مبلغ بالاتری سفارش میده و اصرار بر خرید مدت‌دار داره، جدا پرهیز کنید. 
  • چکهای اول  تا پاس نشده نباید دوباره بار داد. 
  • ظرفیت درخواست  هر مشتری حداکثر یک بیستم موجودی مغازشه
  • پرداختهای اولیه حتما باید نقدی باشد. 
  • با بازی کردن با تخفیفهای نقدی  عیار کاسب بودن مشتری رو بسنجید
  • مالکیت فروشگاه آیتم خوبی برای اعتبار سنجیهاست. 
  • از مشتری‌های معتبرتان، مشتری جدید را اعتبار سنجی کنید.
  • قبل از گرفتن چک شماره حساب مشتری را از طریق بانک استعلام کنید
  • §         …

اعتبار سنجی اعتبار مشتریان از طریق سیستم بانکی:

در حال حاضر این امكان وجود دارد كه برای هر شخص حقیقی و حقوقی ایرانی، نمره و كارنامه اعتبار مالی تولید شود. كارنامه ای كه بتوان آن را در اختیار دیگران قرار داد.

همگام با نظام بانکی کشور برای اعتبارسنجی مشتریان جهت تعیین محدوده ارایه خدمات و تسهیلات به مشتریان، موسسات خصوصی نیز این اعتبارسنجی را انجام می دهند.

علاوه بر بانک‌ها، موسساتی چون: سنجینه، راه‌پرداخت، آیس، توانم، فرانم و …مشتریان بانک‌ها و بخش‌های بازار و تجارت را اعتبارسنجی می کنند. فعالیت نظام بانکی و موسسات مالی شاما خدمات زیر است:

  • استعلام تسهیلات بانک مرکزی (آفلاین و آنلاین)
  • استعلام چک برگشتی بانک مرکزی (آفلاین و آنلاین)
  • یکپارچگی با استعلام ذینفع واحد
  • استعلام های داخلی (کد اعتباری و ….)
  • استعلام احراز هویت مشتریان
  • استعلام ثبت احوال آفلاین و آنلاین (مشتریان حقیقی)
  • استعلام پست (استعلام آدرس و تلفن)
  • استعلام ثبت اسناد (مشتریان حقیقی)
  • استعلام پژواک (اتباع بیگانه)
ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار گیاهان دارویی

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه گر کسب وکارهای نوین

دوستان شما مطالب زیر را هم دوست داشتند

No post found!

5 قانون طلایی سواد مالی از « جرج کلاسن»

5 قانون طلایی سواد مالی از « جرج کلاسن»

مقدمه: چرا سواد مالی؟

این روزها پیش هر کی و هر جا بشینی موفقیت و خوشبختی را به داشتن تخصص بالا، سرمایه قلمبه و کسب وکارهای خاص می‌دانند… ولی چرا متخصصین، سرمایه دارها و کارخانه‌دارها حال و احوالشان خوش نیست چرا این روزها خیلی هاشون وضعیت خوبی ندارند و آه و ناله می کنند.

میگی نه! کافیه یه نگاهی به دور و برت بیندازی! این‌که این روزها از دولت تا ملت کاسه گدایی بر داشتند وچه کنم چه کنم می کنند!!! و تو کارشون موندن دلیلش مشخصه و الا این مملکت هم متخصص داره و هم پول،

  • چرا کارمندان 2 شیفت کار می‌کنند باز هم اندر خم یک کوچه‌اند!
  • چرا بازاری‌، هر 5 سال یک بارحداقل 50 درصد سرمایه‌اش کپ میشه!
  • چرا بیشتر ورزشکاران حرفه‌ای این مملکت تو جوانی رو پول غلت میخورن ولی آخر پیری فقیر می‌شوند!
  • چرا متخصصین این مملکت جز قشر ثروتمند نیستند ولی فلان جوان 30 ساله دارایی‌اش بالای 100 میلیارد است!
  • و …

البته براحتی می توانیم مشکلات بالا را گردن دیگران گذاشت و آسمان و ریسمان ببافیم که اگر تحریم‌ها نبود الان مملکت گل و سنبل بود و این همه بیکار ، مریض و ورشکسته نداشتیم ولی در جواب باید گفت: آیا درآمد عظیم فروش نفت در سال‌های 86-87 که معادل 780 میلیارد دلار بود دردی از مشکلات را دوا کرد.

براستی دلیل این‌همه مشکل مالی در خانواده‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تجاری و صنعتی چیست؟

حلقه گم شده این مشکلات در داشتن مهارت سواد مالی است. متاسفانه مدارس، دانشگاه‌ها و خانواده‌ها بهایی به سواد مالی نمی دهند و گاها حتی در برابرش جبهه هم می‌گیرند.

-واقعا اگر کارمندان سواد مالی داشتند باز هم نیاز بود 2 شیفت کار کنند.

-اگر دانشگاه شریف با این همه متخصص و نخبه  سیستم سواد مالی کاربردی داشت باز هم نیاز به بودجه دولتی داشت.

-اگر معلمان ما 3 الی 6 ماه وقت برای آموزش مالی می گذاشتند آیا نباید از چرخش  مالی قلمچی، گزینه 2 ، علوی، گاج که بالای 50 هزار میلیارد تومان است سهمی داشته باشد.

در بحران سال‌های 9192 و 97 سرمایه 80 درصد هموطنان آب رفت! واقعا اگر در این زمینه آموزش دیده بودند باز هم همین اتفاق می افتاد یا برعکس می‌شد.

بر همین اساس برای آشنایی با سواد مالی و ایجاد انگیزه و هشدار نسبت به بحران آینده قسمتی از کتاب « ثروتمندترین مرد بابل» از جرج کلاسن را بطور مختصر ارائه دادم تا دوستان مطالعه کنید.

 ضمنا نظر و تحلیل شما فوق العاده برایمان ارزشمند است چون می تواند تجربه گرانبهایی برای همه خوانندگان این مطلب باشد .

قوانین طلایی سواد مالی

5 قانون طلایی مالی از جرج کلاسن

قانون طلایی اول:

ثروت با خوشحالی و به مقدار روزافزون  به فردی روی می آورد که دست‌کم 10 درصد از درآمد خود را پس‌انداز کند تا برای آینده خود و خانواده‌اش اندوخته‌ای داشته باشد.

بهانه: تو این شرایط چجوری میشه پول پس انداز کرد، با این تورم چیزی تهش نمی مونه، بدون حمایت نمیشه کاری کرد، بدون سرمایه هیچ کاری از من بر نمیاد و…

شدنی است کافیه عمل کنیم چون 10 درصد هیچ تاثیری در لول مصرفی و هزینه ها نداره. باور می کنید من با ورشکستگی و تورم سال های 91 و 92 ده درصد درآمدم را پس انداز و سپس تو بانک مسکن سرمایه گزاری و نهایتا سال 95 یک آپارتمان شیک در سپاهانشهر اصفهان خریدم.

تاثیر 10 درصد پس‌انداز درآمد:

  • تامین آینده خانواده
  • حس بودن زندگی و بالا رفتن اعتماد نفس
  • ارزش افزوده و سود خوب و چند برابر شدن سرمایه
  • هرچه اندوخته بیشتر باشد ثروت بیشتر نصیبت خواهد شد.
  • و …

قانون طلایی دوم:

پول با سخت کوشی و اشتیاق برای ارباب عاقلی کار می‌کند که آن را در راهی سودآور به کار اندازد و آنگاه همچون گله‌های دشت رو به ازدیاد می گذارد.

طلا ( سرمایه ) در واقع کارگری پرتلاش است و چنانچه فرصتی پیش آید مشتاق است که به‌طور مضاعف افزایش یابد. هرکسی که اندوخته‌ای از طلا ( سرمایه)  داشته باشد فرصت‌های بسیار برایش پیش می‌آید تا از آن اندوخته به شکل سودآوری استفاده کند و چون چند سالی بگذرد ، عجیب چند برابرمی شود.

قانون طلایی سوم:

طلا ( سرمایه) با حمایت صاحب محتاطی زیاد می شود که آن را با مشورت متخصصان و مشاوران کارآزموده مالی سرمایه گذاری کند. در واقع پول صاحبان محتاط را بیشتر دوست دارد ولی از چنگ افراد بی دقت می گریزد.کسی که از اشخاص دانا برای سرمایه گذاری راهنمایی می‌خواهد بزودی می آموزد که نباید گنجینه خود را به خطر اندازد بلکه باید آن را در راههای مطمئن سرمایه گذاری کند تا بطور مداوم بر میزان آن افزوده شود.

قانون طلایی چهارم:

کسی که صاحب طلا (سرمایه) است و در زمینه سرمایه گذاری مهارت و تجربه کافی ندارد بسیاری از راهها را سودآور می پندارد، اما غالبا آن راهها با خطر زیادی همراهند. اگر اشخاص دانا این راهها را تحلیل کنند نشان خواهند داد که احتمال منفعت آن‌ها بسیار کم است.و بهای بی‌تجربگی خود را با از دست دادن سرمایه‌اش می‌دهد.

قانون طلایی پنجم:

طلا ( سرمایه) از کسی فرار می کند که به دنبال درآمدهای غیرممکن باشد و یا از روی طمع‌کاری به دنبال افراد شیاد و حقه‌باز رود و به تجارت خام و هوس‌های واهی خود اعتماد کند و آنرا در راههای غیر معمول سرمایه گذاری کند.

مثل هجوم وحشتناک مردم به بازار بورس، دلار و طلا در شهریور97 تا اردیبهشت 98 که بجز تعداد اندکی بقیه بازنده بازار شدند.

سرمایه‌گذار واقعی و دانا هرگز اصل سرمایه‌اش را به خطر نمی‌اندازد.

کافیه سری به راهرو دادگاه‌ها بزنی از این مدل آدمای طمع‌کار و آماده‎‌خور زیاد می بینی که بدجوری تو چنگال شیادان و کالاهبرداران شکار شده‌اند ولی این افراد خودشان را گول می‌زنند، به زمین و زمان بد می بندند ولی مسئولیت اشتباه خود را نمی پذیرند.

 کافی بود 1 درصد از سرمایه خود را صرف آموزش یا کمیسیون  مشاوره به یک کارشناس مالی خبره و با تجربه می دادند، آنوقت بجای شکایت و سردرگمی در راهروهای دادگاه، سرمایه 2 برابری را با یه قهوه گرم تو هوای پاییزی جشن می گرفتند.

ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار نوین

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار گیاهان دارویی

دوستان شما مطالب زیر را هم دوست داشتند

No post found!

گنج زیرخاکی من در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان!

گنج زیرخاکی من در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان!

چرا این مطلب را نوشتم:

من یه مشتری پرو پا قرص ویرگول هستم .معمولا مقالاتی که حوزه‌های آموزشی و کارآفرینی نوشته بشه با ذوق و شوق میخونم. البته به کامنت‌ها توجه ویژه دارم چون نظر افراد از خود مطلب برام جذابترن.

کامنت‌ها، آیینه‌ای تمام نمای از شخصیت‌ها با درون‌مایه متنفاوت و متنوع از نگرش‌ها، و چشم انداز تیپ‌های مختلف طبقاتی، جنسیتیی، اقلیم جغرافیایی و نسل تابو شکن و دیونه امروزی… جامعه ام می باشد.

معمولا یکی از کامنت‌هایی که بیشترین دامنه فراوانی را داره، اظهار نظر در باره درس خواندن و دانشگاه رفتن یا نرفتن است. البته اکثریت مخالف دانشگاه رفتن هستند و ادعا می کنند عمرشان را بیخودی پای کلاس و درس ریختند و اگر همین زمان را جای دیگیری مثل بازار، یا تخصص و مهارت صنعتی – خدماتی گذاشته بودند اوضاع امروشان بهتر بود.

برونگرای دانشگاه‌های ایران

ظاهردانشگاه‌های ایران شامل تعدادی جزوه و چند تا کتاب و یه مشت کتابای گرد و خاک خورده با اساتید 40 درصد سهمیه ای ( البته قصدم توهین نیست ولی بالای 60 درصد اساتید دانشگاهها با سهمیه استاد شدند و جالبه بچه هاشونم کوپن 40 درصدی را از باباهاشون به ارث بردن) و قیافه های ترسناک بچه حراست دانشگاه که به همه چی گیر میدن الا وظیفه اولیه شان و از تنها کسی که حمایت و حراست نمی کنند استاد و دانشجو هستش و تعدادی دختر و پسرای قر و اطوارای بازاری ( دیر از جون اقلیتی ) که بخاطر پدر و مادرشون اومدن دانشگاه یا بخاطر پز دادن و یا دوست و ازدواج و…

درونگرای دانشگاه های ایران

شاید تو مخالف حرفم باشی ولی من عاشق دانشگاه هستم البته مثل تو، منم از ظاهر برونگرای دانشگاه حالم بهم میخوره منم مثل تو برای استادم بیگاری کشیدم و منم مثل تو حراست بهم گیر داده ولی  چیزهایی کشف کردم که اگر حوصله داشته باشی و مطلب را ادامه بدی برات مینویسم. و بدان اگر یکم تیز و زیرک باشی دردانه نایاب درون داشگاه ترا خیلی زودتر از هر بازار و کشور خارجه به قله رشد و توسعه و پول و پلا میرسونه .

گنج‌های زیر خاکی دانشگاه‌های ایران

سال‌های 90 تا 95تو دبیرستان البرز اصفهان تدریس داشتم . دبیرستان  تو محوطه دانشگاه اصفهان بود. سال 91 برنامه ام فیکس نشد و سه شنبه‌ها 4 ساعت فضای خالی داشتم …روزهای سه شنبه کارم شده بود گشت وگذر تو دانشگاه و تجدید خاطرات دوران دانشجویی…  کم کم سر از کافی نت و کتابخانه و شرکت در همایش‌های دانشجویی درآوردم، بعدها همین 4 ساعت دنیای شغلی و باورهای منه تغییر داد چون زیرخاکی دانشگاه را کشف کرده بودم.

* فضای پرپتانسیل و تا حدودی ارزان:

 یک لحظه فضای کلی دانشگاه‌های درجه اول ایران مثل تهران، شریف، شهید بهشتی، اصفهان، ارم شیراز، فردوسی مشهد، تبریز و… را تجسم کنید دنیایی از امکانات فضای سبز، ورزشی، کتابخانه، سالن ها فرهنگی – هنری و… فضاهایی که در بهار و پاییز و زمستان فوق العاده زیبا و قشنگن… ولی بندرت دانشجویی از این فضا لذت می‌بره و بیشتر بفکر فرار از این فضاست.

*جامعه آماری بالا:

دانشگاه های درجه اول ایران شامل دهها هزار نفر آدم است که برای یادگیری و کسب تجربه و از همه مهمتر برای اهرم سازی فوق العاده هستند.

آدمایی که تودانشگاه‌های ایران هستند یک بستر فوق العاده برای نام جویی و خلاقیت است البته نه در کلاس‌های خشک و بی‌روح بلکه درفضای خارج از کلاس .

تو این فضا هر جور جوان کاری بخوای پیدا میشه که هم کار بلد است و هم صادق و بی شیل پیله!

اگر کار تحقیقی داری و یا تست بازار داری محیط خوبی برای تست و آزمایش است و البته آدمای تحلیلگر خوب!

 خلاصه از دانشمندبگیر تا فنی کار و آدمای گستاخ و تابو شکن تو این فضا میتونی پیدا کنی که هیچ کجا نخواهی یافت!

* منابع قدیمی و ارزشمند:

اگر به کتاب‌های قدیمی کتابخونه‌ها دانشگاه‌ها سر زده باشی دنیایی از کتاب های گرد و خاک گرفته را می بینی. من حوزه کسب وکارم را از دل همین کتابای فراموش شده پیدا کردم.

*تحقیقات  و پایان نامه‌های دوره ارشد و دکتری:

معمولا این پایان نامه‌ها تو لیست فراموش شده هستند حتی نویسنده‌هاشونم باهاشون قهر کردند… ولی من هر وقت مغزم برای نوشتن مقاله یا تحقیق قفل می‌کنه به این گنجینه برباد رفته پناه می‌آورم.

*اساتید با تجربه و دانشجویان جویای نام:

وقتی اسم دانشگاه میاد من خیلی سریع اساتید بزرگی چون: کورش خسروی، محمدرضا شعبانعلی، محمدحسین ادیب، احمد روستا، جهانگیری و دهها نفر دیگر می افتم که هر کدومشون یه دانشکده کاربردی هستند.

یاد دانشجویانی که دنبال استاد شدن نرفتن و یا بودن و از خیرش گذشتن ولی امروز خودشان خط شکن دنیای کارآفرینی در کشور هستند افرادی چون: امین آرامش، میثم مدنی، دختران نجار، امیر مهرانی، متین لشکری، مصطفی کلامی، مرضیه سیدصالحی و دهها نفر دیگر.

*ارتباط با جهان تجارت و بزرگان فناوری:

یکی از بهترین مسیرها برای جهانی شدن همین دانشگاه‌هایی هستند که هر روز با چماق تو کله‌شون می‌کوبیم براحتی از همین طریق می شود  با صنایع، بازار و کارآفرینان دنیای جدید پل ارتباطی زد.

مثلا میشه بجای مهاجرت به کانادا،از همین ایران خودمون تو کانادا ثبت شرکت کرد و پروژه‌های دلاری گرفت و کار کرد.

*خط ‌شکنان امور خیریه:

بدون تعارف بین داشجو و اساتید آدمای بزرگی در زمینه کار خیر پیدا می شود. این قشر هم مهارت کافی دارند و هم اعتبار خوب. من سال 82 مدیر پیش دانشگاهی سمیرم بودم و با کمک جهاد علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان کلاس‌های کنکور و مشاوره رایگان برگزار کردیم . خوشبختانه هنوز این رابطه حفظ شده چون افراد دلسوز و بزرگی چون: دکتر سمرسیدیاحسین ( نخبه جهانی) ، دکتر معین رضایی‌، دکتر فاطمه جهانشاهی‌ و هزاران متخصص این آب و خاک سینه چاک خدمتند فقط باید زمینه را آماده کرد.

من با همین 6 تا زیر خاکی فوق، از دنیای معلمی وارد دنیای کارآفرینی شدم و سال 93 با سرمایه زیر 500 هزار تومن یک کارگاه بسته بندی تو حوزه گیاهان دارویی زدم و سال 96 وارد دنیای دیجیتال مارکتینگ شدم. امروز نه تنها خودم بلکه حداقل 10 نفر بطور مستقیم و غیرمستقیم از این طریق مشغول کار و صاحب درآمد هستند.

منبع: آکادمی بازاریابی و توسعه کسب وکار اُکسِل

ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار نوین

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکارهای گیاهان دارویی

دوستان شما در حال مطالعه مطالب زیر هستند

No post found!

نگاهی به کتاب «کار عمیق » اثر کال نیوپورت

خلاصه کتاب «کار عمیق » اثر کال نیوپورت

در حوزه کسب و کار کتاب‌های ماندگار زیادی نوشته شده است، یکی از ماندگارترین آن‌ها کتاب « کار عمیق» از کال نیوپورت است. کال نیوپورت با ظرافت و نکته سنجی  خاصی موضوع «عمیق شدن» در یک کار را مطرح، و مقایسه جالبی بین عمیق شدن در یک کار، با یک کار کم عمق بعمل آورده است.

کتاب « کار عمیق» در 2 زمینه به ما کمک می‌کند. هم باعث رشد فردی ما می‌شود و هم ما را در انجام کار عمیق قدرتمند می سازد.

این کتاب به ما یاد می‌دهد که چگونه می‌توانید در کار خود عمیق شوید و چه عواملی بر روی آن تاثیر دارد. البته کال کال نیوپورت به این مسئله می‌پردازد که چگونه ما درگیر کارهای کم عمق می‌شویم که در این خلاصه کتاب سعی کرده‌ایم به موارد مهم آن اشاره کنیم.

کار عمیق چیست؟ تفاوت « کار عمیق» با « کار کم عمیق» ؟

کال نیوپورت به‌خوبی و پختگی تمام، کار عمیق و کار کم عمق را با یکدیگر مقایسه می‌کند و برای درک بهتر خواننده ابتدا تعریفی از هر دو و سپس آن‌ها را توصیف می‌کند.

کار عمیق به کارهای با تمرکز و پرتحرک اشاره دارد که مهارت‌های شما را بهبود می‌بخشد و ارزش زیادی را در زمان کم برای شما ایجاد می‌کند. مثلا کاری را که دوست داریم و در عین حال جزء نیازهای اصلی زندگی یا کسب وکارمان است.

اما کار کم عمق تقریبا در مقابل عمیق کار کردن است و اشاره دارد به کارهای سطحی و هوسی که در آن تمرکزی نیز وجود ندارد. مثل 80 درصد کارهایی که افراد معمولی روزانه انجام می دهند که نتیجه زیادی در رشد فردی و اجتماعی آن ها ندارد و یا بسیار ناچیز است.

لب کلام این کتاب این است که عمیق کار کردن بسیار با ارزش است و اگر ما کار عمیق انجام دهیم خیلی زود تاثیر آن را در زندگی می بینیم.

کار عمیق کمیاب ولی شگفت انگیز است

برای افراد مبتدی و تازه‌کار، انتخاب یک کار کم عمق بسیار ساده‌تر است و البته جذاب! چرا؟ چون اولا انرژی بر نیست و دوما قابل دیده شدنه… معمولا مدیران و کارفرمایان اینگونه کارها را بیشتر می‌پسندند تا کار عمیق و دیربازده را !!!.

شاید یک عاملی که کارمندان به مرور دست از کارهای خلاقانه و عمیق بر می‌دارند همین دیده نشدن و مورد تشویق قرار نگرفتن‌ها می‌باشد.

 کال می‌گوید بسیاری از افراد کاری را انجام می‌دهند که قابلیت مشاهده پذیری بالایی داشته باشد. کال نیوپورت همچنین می‌گوید:

کار عمیق سخت است و کار کم عمق آسان و در غیاب اهداف مشخص، کارهای قابل مشاهده که در اطراف کار کم عمق وجود دارند، حفظ می‌شوند.

کار چند وظیفه‌ای بارها و بارها ثابت کرده است که بهره‌وری و تمرکز را کاهش می‌دهد. شما اگر مهارت خوبی داشته باشید و تمام تمرکز خود را بر روی آن کار بگذارید، کارهای بیشتری در مدت زمان کمتری انجام خواهید که نتیجه‌ی آن این است که بهره‌وری بالا می‌رود و خروجی بیشتری تولید خواهد شد. اما در یک کار کم عمق، بهره‌وری پایین می‌آید و در مقابل آن زمان بیشتری نیز مصرف می‌شود.

البته فرهنگ غنی ایرانی نیز این موضوع را تایید می کند مثلا این روایت که می گوید: « با یه دست نمیشه چند تا هندونه برداشت…» و یا از قدیم گفته‏ اند: « شکارچى طمع کارى که در آن واحد دنبال دو خرگوش بدود، هیچکدام را نمی تواند شکار کند”. انسانى هم که بخواهند در آن واحد، دنبال چند کار برود، هیچکدام از آن کارها را یاد نمی گیرد و در هیچ رشته‏ اى، نمی توان مهارت لازم را بدست آورد.»

در انگلیسی ضرب المثلی است به این عبارت: Jack of all trades, master of none که معادل همان همه کاره و هیچ کاره خودمان است. کسی که از همه چیز کمی سر در می آورد اما عمیقا آن را نمی شناسد

علت ارزشمند بودن کار عمیق

  • تک کار بودن
  • بدون حواس‌پرتی
  • تمرکز بسیار بالا
  • قابل تعمیم در یک زمان طولانی

عمیق شدن در کار یک مهارت است

استفاده حداکثری از عادت کار دقیق، خود بخود بدست نمی‌آید بلکه خود نیاز به اموزش دارد و این آموزش باید برای دو هدف انجام شود:

  • رشد مهارت‌های شما برای تمرکز بیشتر
  • غلبه بر تنبلی و حواس پرتی

« کال » به دفعات در کتاب خود به این جمله اشاره می‌کند و همچنین می‌گوید: توانایی انجام کارهای عمیق باید به مرور و گام و گام در یک زمان طولانی تقویت شود. اگر یک تازه‌کار شروع به انجام کار عمیق کند هیچوقت نمی‌تواند به مانند فردی که ماه‌ها و سال‌ها کار کردن عمیق را انجام داده، کار کند. به عبارت دیگر عمیق کار کردن مهارتی است که باید ابتدا یاد بگیریم ، سپس آن را تمرین کنیم. اگر تمرین ما دائمی شود حتما و حتما نتیجه آن راخواهی دید و لذتش را با تمام وجود خواهی چشید.

نگاهی به کتاب «کار عمیق » اثر کال نیوپورت

چهار قانون کار عمیق

کار عمیق بهره‌وری شما را بالا می‌برد و بسیار ارزشمند است. بخش سخت آن در واقع انجام آن است زیرا ما به حواس پرتی عادت داریم و عموما به سمت کارهای چند وظیفه‌ای کشیده می‌شویم. « کال » برای انجام یک کار خوب و عمیق چهار قانون را مطرح می‌کند:

  • عمیق کار کنید: برای انجام کار عمیق نیاز به مهارت‌های خاص است و چون این مهارت‌ها نیاز به زحمت و تلاش دارد، اکثریت از انجامش شانه خالی می کنند لذا اگر کسی خواست کار عمیق انجام دهد باید مهارت و هنر انجام کار عمیق را بداند و اجرا کند. برای اینکه عمیق کار کردن به عنوان یک اصل و الگو در زندگی ما رقم بخورد باید عادت و روش هایی اجرا کنیم که انجام کارها برای ما آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر شود.
  • با کسالت هم‌سفر شویم:  تمرکز بر کار عمیق یک مهارت سخت و قدرتمند است که در عین اینکه لذتبخش است کسل کننده هم می باشد بدتر آن که اول انجام کار، کسل کننده است و پایانش لذت بخش! باید عادت کنیم به این کسالت و دلمردگی و آن را کنترل کنیم بخصوص زمان استراحت و دور از فضای کار. چون اگر خواستید کار عمیق بکنید دائما دچار دلزدگی و کسالت می‌شوید و مدیریت آن یک هنر شگفت انگیز است.
  •  پشت پا زدن به شبکه‌های اجتماعی: یکی از نشانه‌های زندگی سطحی و کم عمق، رسانه‌های اجتماعی است. اگر هر لحظه تو ی اینستاگرام، تلگرام میتابی بدون، هم خودت کم عمقی و کارت. طبیعت شبکه‌های اجتماعی اعتیاد آور است و با زندگی عمیق در تناقض است.
  • کارهای کم عمق را ترک کنید:  این روزها دوربرمون خیلی شلوغه، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل‌ها، تماس‌های وقت و بی‌وقت، بمباران اطلاعات، دور دور خیابون گردی و… تا حد امکان از انجام این کارهای کم عمق و کم ارزش دوری کنید. اگر از امروز تصمیم دارید کار عمیق انجام بدهید باید این‌ها را کنار بگذارید. به عبارت ساده‌تر نگذارید که کار کم عمق مانع کار عمیق شما بشوند.

به بیکار بودن سیستماتیک ارزش بدهید

استراحت منظم مغز شما باعث بهبود کیفیت کارهای عمیق شما می‌شود.

« کال نیوپورت »در کتاب خود به این استدلال می‌پردازد اوقات فراغت و قابل توجهی را باید به روز خود تزریق کنید. شما باید ساعاتی را از نگرانی‌های حرفه‌ای خود به دور باشید. او همچنین با سه دلیل خوب این را بیان می‌کند.

  • اوقات فراغت به بینش شما کمک می‌کند. با مشغول کردن خود با فعالیت‌های اوقات فراغت، می‌توانید تصمیمات بهتری بگیرید و به بینش‌های بیشتری برسید.
  • اوقات فراغت به شارژ مجدد انرژی لازم برای بهره‌وری بیشتر کمک می‌کند. میزان توجه در انجام یک کار عمیق یک منبع محدود است و برای پرکردن این منبع باید مدتی استراحت کنید.
  • کارهایی که آن‌ها را با اوقات فراغت خود جایگزین می‌کنید چندان مهم نیستندظرفیت شما برای انجام کارهای عمیق تنها چند ساعت است و بعد از آن هر کار دیگری بخواهید انجام دهید از اهمیت کمتری برخوردار است. سعی کنید این زمان را به اوقات فراغت خود اختصاص دهید.

کار عمیق به یک زندگی عمیق منجر می شود

زندگی عمیق برای همه نیست و نیاز به سخت کوشی و تغییرات شدید عادات شما دارد. شما باید مرتبا با حواس پرتی مقابله کنید و خود و تمرکز خود را به محدوده‌ها فشار دهید. وقت کمتری را در اینترنت و رسانه‌های اجتماعی بگذرانید. برای تمامی افراد زندگی عمیق ممکن نیست و برای اکثر مردم انواع کار وجود دارد. همچنین بسیار ساده می‌توان تسلیم کارهای کم عمق شد و در مقابل آن اتلاف وقت در شبکه‌های اجتماعی.

نتیجه گیری از کتاب کار عمیق:

« کال نیوپورت »می‌گوید اگر شما برای به حداکثر رساندن بهره‌وری خود جدی هستید و می‌خواهید عمیق کار کنید، راه دیگری جز مواردی که ذکر می‌کند وجود ندارد و کتاب خود را با نقل قولی از وینفرد گالاگر خاتمه می‌دهد:

من زندگی متمرکز را زندگی خواهم کرد، زیرا این بهترین نوع زندگی است.

کارعملی:

1- لیستی از کارهای سطحی و کم عمق، که روزانه انجام می‌دهی بنویس!

2- 3 تا از کارهای عمیق که موجب رشد شخصیت و کسب و کارت می‌شود را بنویس!

3- لطفا و حتما طبق یک برنامه گام به گام کارهای عمیق را جایگزین کارهای نیمه عمیق کن.

ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار گیاهان دارویی

ابراهیم اسدی || بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکارهای حوزه گیاهان دارویی

دوستنان شما در حال مطالعه مطالب زیر هستند

No post found!

برداشت من از کتاب «کار عمیق » اثر کال نیوپورت

برداشت من از کتاب «کار عمیق » اثر کال نیوپورت

در حوزه کسب وکار، کتاب‌های ماندگار زیادی نوشته شده است، یکی از ماندگارترین آن‌ها کتاب « کار عمیق» ازکال نیوپورت است. کال نیوپورت با ظرافت و نکته سنجی  خاصی موضوع «عمیق شدن» در یک کار را مطرح، و مقایسه جالبی بین عمیق شدن در یک کار، با یک کار کم عمق بعمل آورده است

کتاب « کار عمیق» در 2 زمینه به ما کمک می‌کند. هم باعث رشد فردی ما می‌شود و هم ما را در انجام کار عمیق قدرتمند می سازد.

این کتاب به ما یاد می‌دهد که چگونه می‌توانید در کار خود عمیق شوید و چه عواملی بر روی آن تاثیر دارد. البته کال کال نیوپورت به این مسئله می‌پردازد که چگونه ما درگیر کارهای کم عمق می‌شویم که در این خلاصه کتاب سعی کرده‌ایم به موارد مهم آن اشاره کنیم.

کار عمیق چیست؟ تفاوت « کار عمیق» با « کار کم عمیق» ؟

« کال نیوپورت» به‌خوبی و پختگی تمام، کار عمیق و کار کم عمق را با یکدیگر مقایسه می‌کند و برای درک بهتر خواننده ابتدا تعریفی از هر دو و سپس آن‌ها را توصیف می‌کند.

کار عمیق به کارهای با تمرکز و پرتحرک اشاره دارد که مهارت‌های شما را بهبود می‌بخشد و ارزش زیادی را در زمان کم برای شما ایجاد می‌کند. مثلا کاری را که دوست داریم و در عین حال جز نیازهای اصلی زندگی یا کسب وکارمان است.

اما کار کم عمق تقریبا در مقابل عمیق کار کردن است و اشاره دارد به کارهای سطحی و هوسی که در آن تمرکزی نیز وجود ندارد. مثل  80 درصد کارهایی که افراد معمولی روزانه انجام می دهند که نتیجه زیادی در رشد فردی و اجتماعی آن ها ندارد و یا بسیار ناچیز است.

لب کلام این کتاب این است که عمیق کار کردن بسیار با ارزش است و اگر ما کار عمیق انجام دهیم خیلی زود تاثیر آن را در زندگی می بینیم.

کار عمیق کمیاب ولی شگفت انگیز است

برای افراد مبتدی و تازه‌کار، انتخاب یک کار کم عمق بسیار ساده‌تر است و البته جذاب! چرا؟ چون اولا انرژی بر نیست و دوما قابل دیده شدنه… معمولا مدیران و کارفرمایان اینگونه کارها را بیشتر می‌پسندند تا کار عمیق و دیربازده را !!!.

شاید یک عاملی که کارمندان به مرور دست از کارهای خلاقانه و عمیق بر می‌دارند همین دیده نشدن و مورد تشویق قرار نگرفتن‌ها می‌باشد.

 کال می‌گوید بسیاری از افراد کاری را انجام می‌دهند که قابلیت مشاهده پذیری بالایی داشته باشد. کال نیوپورت همچنین می‌گوید:

کار عمیق سخت است و کار کم عمق آسان و در غیاب اهداف مشخص، کارهای قابل مشاهده که در اطراف کار کم عمق وجود دارند، حفظ می‌شوند.

کار چند وظیفه‌ای بارها و بارها ثابت کرده است که بهره‌وری و تمرکز را کاهش می‌دهد. شما اگر مهارت خوبی داشته باشید و تمام تمرکز خود را بر روی آن کار بگذارید، کارهای بیشتری در مدت زمان کمتری انجام خواهید که نتیجه‌ی آن این است که بهره‌وری بالا می‌رود و خروجی بیشتری تولید خواهد شد. اما در یک کار کم عمق، بهره‌وری پایین می‌آید و در مقابل آن زمان بیشتری نیز مصرف می‌شود.

البته فرهنگ غنی ایرانی نیز این موضوع را تایید می کند مثلا این روایت که می گوید: « با یه دست نمیشه چند تا هندونه برداشت…» و یا از قدیم گفته‏ اند: « شکارچى طمع کارى که در آن واحد دنبال دو خرگوش بدود، هیچکدام را نمى‏تواند شکار کند”. انسانى هم که بخواهند در آن واحد، دنبال چند کار برود، هیچکدام از آن کارها را یاد نمى‏گیرد و در هیچ رشته‏ اى، نمى‏توان مهارت لازم را بدست آورد.»

در انگلیسی ضرب المثلی است به این عبارت: Jack of all trades, master of none که معادل همان همه کاره و هیچ کاره خودمان است. کسی که از همه چیز کمی سر در می آورد اما عمیقا آن را نمی شناسد

4 علت ارزشمند بودن کار عمیق

  • تک کار بودن
  • بدون حواس‌پرتی
  • تمرکز بسیار بالا
  • قابل تعمیم در یک زمان طولانی

عمیق شدن در کار یک مهارت است

استفاده حداکثری از عادت کار دقیق، خود بخود بدست نمی‌آید بلکه خود نیاز به اموزش دارد و این آموزش باید برای دو هدف انجام شود:

  • رشد مهارت‌های شما برای تمرکز بیشتر
  • غلبه بر تنبلی و حواس پرتی

« کال » به دفعات در کتاب خود به این جمله اشاره می‌کند و همچنین می‌گوید: توانایی انجام کارهای عمیق باید به مرور و گام و گام در یک زمان طولانی تقویت شود. اگر یک تازه‌کار شروع به انجام کار عمیق کند هیچوقت نمی‌تواند به مانند فردی که ماه‌ها و سال‌ها کار کردن عمیق را انجام داده، کار کند. به عیارت دیگر عمیق کار کردن مهارتی است که باید ابتدا یادبگیریم ، سپس آن را تمرین کنیم. اگر تمرین ما دائمی شود حتما و حتما نتیجه آن راخواهی دید و لذتش را با تمام وجود خواهی چشید.

چهار قانون کار عمیق

کار عمیق بهره‌وری شما را بالا می‌برد و بسیار ارزشمند است. بخش سخت آن در واقع انجام آن است زیرا ما به حواس پرتی عادت داریم و عموما به سمت کارهای چند وظیفه‌ای کشیده می‌شویم. « کال » برای انجام یک کار خوب و عمیق چهار قانون را مطرح می‌کند:

  • عمیق کار کنید: برای انجام کار عمیق نیاز به مهارت‌های خاص است و چون این مهارت‌ها نیاز به زحمت و تلاش دارد، اکثریت از انجامش شانه خالی می کنند لذا اگر کسی خواست کار عمیق انجام دهد باید مهارت و هنر انجام کار عمیق را بداند و اجرا کند. برای اینکه عمیق کار کردن به عنوان یک اصل  و الگو در زندگی ما رقم بخورد باید عادت و روش هایی اجرا کنیم که انجام کارها برای ما آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر شود.
  • با کسالت هم‌سفر شویم:  تمرکز برکارعمیق یک مهارت سخت و قدرتمند است که در عین اینکه لذتبخش است کسل کننده هم می باشد بدتر آن که اول انجام کار، کسل کننده است و پایانش لذت بخش! باید عادت کنیم به این کسالت و دلمردگی و آن را کنترل کنیم بخصوص زمان استراحت و دور از فضای کار. چون اگر خواستید کار عمیق بکنید دائما دچار دلزدگی و کسالت می‌شوید و مدیریت آن یک هنر شگفت انگیز اسد.
  • پشت پا زدن به شبکه‌های اجتماعی: یکی از نشانه‌های زندگی سطحی و کم عمق، رسانه‌های اجتماعی است. اگر هر لحظه توی اینستاگرام، تلگرام میتابی بدون، هم خودت کم عمقی و هم کارت. طبیعت شبکه‌های اجتماعی اعتیاد آور است و با زندگی عمیق در تناقض است.
  • کارهای کم عمق را ترک کنید:  این روزها دوربرمون خیلی شلوغه، شبکه‌های اجتماعی، ایمیل‌ها، تماس‌های وقت و بی‌وقت، بمباران اطلاعات، دور دور خیابون گردی و… تا حد امکان از انجام  این کارهای کم عمق وکم ارزش دوری کنید. اگر از امروز تصمیم دارید کار عمیق انجام بدهید باید این‌ها را کنار بگذارید. به عبارت ساده‌تر نگذارید که کار کم عمق مانع کار عمیق شما بشوند.

به بیکار بودن سیستماتیک ارزش بدهید

استراحت منظم مغز شما باعث بهبود کیفیت کارهای عمیق شما می‌شود.

« کال نیوپورت »در کتاب خود به این استدلال می‌پردازد اوقات فراغت و قابل توجهی را باید به روز خود تزریق کنید. شما باید ساعاتی را از نگرانی‌های حرفه‌ای خود به دور باشید. او همچنین با سه دلیل خوب این را بیان می‌کند.

  • اوقات فراغت به بینش شما کمک می‌کند:با مشغول کردن خود با فعالیت‌های اوقات فراغت، می‌توانید تصمیمات بهتری بگیرید و به بینش‌های بیشتری برسید.
  • اوقات فراغت به شارژ مجدد انرژی لازم برای بهره‌وری بیشتر کمک می‌کند. میزان توجه در انجام یک کار عمیق یک منبع محدود است و برای پرکردن این منبع باید مدتی استراحت کنید.
  • کارهایی که آن‌ها را با اوقات فراغت خود جایگزین می‌کنید چندان مهم نیستند. ظرفیت شما برای انجام کارهای عمیق تنها چند ساعت است و بعد از آن هر کار دیگری بخواهید انجام دهید از اهمیت کمتری برخوردار است. سعی کنید این زمان را به اوقات فراغت خود اختصاص دهید.

کار عمیق به یک زندگی عمیق منجر میشود

زندگی عمیق برای همه نیست و نیاز به سخت کوشی و تغییرات شدید عادات شما دارد. شما باید مرتبا با حواس پرتی مقابله کنید و خود و تمرکز خود را به محدوده‌ها فشار دهید. وقت کمتری را در اینترنت و رسانه‌های اجتماعی بگذرانید. برای تمامی افراد زندگی عمیق ممکن نیست و برای اکثر مردم انواع کار وجود دارد. همچنین بسیار ساده می‌توان تسلیم کارهای کم عمق شد و در مقابل آن اتلاف وقت در شبکه‌های اجتماعی.

نتیجه گیری از کتاب کار عمیق:

« کال نیوپورت »می‌گوید اگر شما برای به حداکثر رساندن بهره‌وری خود جدی هستید و می‌خواهید عمیق کار کنید، راه دیگری جز مواردی که ذکر می‌کند وجود ندارد و کتاب خود را با نقل قولی از وینفرد گالاگر خاتمه می‌دهد:

من زندگی متمرکز را زندگی خواهم کرد، زیرا این بهترین نوع زندگی است.

کار عملی:

* لیستی از کارهای کم عمق خود تهیه کن و برنامه‌ای برای کاهش تدریجی و حذف آن بنویس؟

* با توجه به استعداد و علاقه و نیاز خود کارعمیق خود را مشخص کن و چگونگی اجرای آن را توصیف کن.

ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار نوین

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکارهای نوین

دوستانی که این مطلب را خواندن، مطالب زیر را دوست داشتند

No post found!

کارآفرینی از کرواسی تا اصفهان به عشق رویتاک

کارآفرینی از کرواسی تا اصفهان به عشق رویتاک

جمعه گذشته در همایش رویتاک اصفهان پسری چشم آبی یک چالشی اساسی برای من بوجود آورد. تصمیم گرفتم این چالش را با شماها به اشتراک بگذارم  تا هم توسط شماها آنالیز شود و هم تجربه ای باشد برای شما هموطن عزیز .

پلن اول: بیماری واگیرداری به‌نام مهاجرت

این روزا هر جا باشی حرف از رفتن است تو مهمونی‌ها، مترو، تاکسی ومحل کار! مثل اینکه از واقعیت تلخی همه داریم فرار می‌کنیم.همه میگن یه تخصص رو خوب یاد بگیر و زبانتو تقویت کن و از این مملکت برو.

البته اقلیتی هم هستند که دلایل محکمی برای ماندن و مقاومت خودشان برای ساختن وطن دارند. دلیل خیلی ارزشمندی که میشه عنوان کرد وطن دوستی و دلبستگی به ایران، وابستگی های خانوادگی ، رفقا ، عشق و عاشقی و … البته خیلی از این گروه، مهاجرت را مثل فرار میدونند و اعتقاد دارند باید ایستاد در حد توان اوضاع را درست کرد و به هموطنان کمک کرد . مهاجرت از درون خود را بهتر از مهاجرت بین مرز ها میدونند .

در این‌جا قصدم قضاوت نیست، فقط یادآوری علاقه شدید هم میهنان عزیز به مهاجرت در شرایط امروزمان بود و بس.

پلن دوم: همایشی به سبک ایرانی

همیشه از محیط‌ همایش‌‌ها  لذت میبرم البته نه بخاطر مطالب دموده و تکراری  حال بهم زنش، و نه بخاطر سیل جمعیتی که میخوان یه شبه ره صدساله را طی کنند و نه بخاطر وعده‌های طبل توخالی ثروتمند کردن مردم در طی  2- 3 ماهه.

فقط و فقط بخاطر آدمای دل زنده و امیدواری که بودن و شدن برایشان خیلی ارزشمند است. افرادی که سعی می‌کنند از حال و هوای تکراری بودنُ خودشان را به چالش بکشند و ققنوس‌وار خود را عوض کنند و از درون خود فردی گرد و خاک خورده اما نو و تازه متولد شوند.

پلن سوم: همایش کارآفرینی رویتاک

جمعه گذشته ( 8/9/98) همایشی توسط موسسه رویتاک با رویکرد کارآفرینی و انتقال تجربه برگزار شد.( رویتاک مکانی برای ایجاد انگیزه و شنیدن حرف افرادیست که در زندگی خود تلاش کرده اند تا بتوانند به موفقیت برسند)

خوشبختانه در این همایش کسی از قانون  جذب و موفقیت‌های میانبر یه شبه حرفی نزد، ضمنا کسی هم وعده پول‌های قلمبه به مخاطبان نداد که خودش جای خوشحالی داشت !

نقطه قوت این همایش حضور زنان کارآفرین بود که مسیر خودسازی و رشد را تواما در یک محیط واقعی کار طی کرده بودند.

البته حضورمردی از جنس مسئولین دولتی ولی با روحیه مردمی و کارآفرینی ( دکتر خسروی) هم به جلسه پختگی و جذابیت خاصی می داد و این نشان از پختگی میزبان همایش ( رویتاک) می داد که بخوبی مهمان وسخنرانان را چینش کرده بود تا محیطی خلاق و پرشور ایجاد کند.

پلن چهارم: مردی چشم آبی از دنیای تابوشکنان

از اینکه پرحرفی کردم مرا ببخشید. تمام این روضه‌خوانی را کردم تا شرایط را برای لب مطلب ادا کنم. راستش در پایان همایش، مجری برنامه فردی را به اسم « ایوان جگیچ » معرفی کرد که برخلاف دیگرسخنرانان نه پیشوندی بنام دکتر و مهندس داشت و نه با سرو صدا وارد سالن شده بود حتی تو تایم استراحت هم، درو برش خلوت‌تر ازبقیه بود. شایدم چون دکتر و مهندس نبود خیلی جدی‌اش نگرفتند.

وقتی داشت بطرف سن و تریبون می‌رفت این سوالات فوری به ذهنم خورد:

  • این مرد چشم رنگی چی میخواد بگه؟
  • این آقا تو اصفهان چیکار میکنه؟
  • اصلا چرا ساکن دائمی اصفهان شده؟
  • همه دارن فرار را بر قرار ترجیح میدن این بابا اینجا چیکار میکنه؟
  • ای بابا این چشم آبی‌ها چی میخوان از جون ما!!!

لحظه به لحظه مسلئله جذابتر و هیجان انگیزتر می شد. ایوان آقا، این گل پسر اهل کرواسی خیلی قشنگ فارسی صحبت می کرد و خیلی ساده و بی شیله پیله بود.  خیلی سریع با حاضرین سالن ارتباط برقرار کرد.

با همه جذابیت و هیجانی که این مرد کروات به همایش داد ولی آنچه برایم خیلی اساسی و مهم بود تابوشکنی و بر خلاف آب شنا کردن این آقا بود.

تابوشکنی « ایوان جگیچ » کارآفرین

مرد کروات یک تلنگر اساسی به حاضرین سالن همایش وارد کرد، از جایی به جمع حاضر رسوند که شما ایرانی‌ها که دارین از این کشورتون میرید  یعنی دارید پشت پا می زنید به یه گنج آبا و اجدادی و از سویی دیگرگفت اینجا هیچی نیست و ایران را با افغانستان نسبت با کرواسی دانست!!!

*ایوان 2 دلیل برای ساکن شدن در اصفهان داشت:

الف) چرا به غرب نرفتم و ساکن اصفهان شدم

ب) توهم زا بودن جامعه ایرانی

« ایوان جگیچ » گفت من در کرواسی دارای شغل و کسب وکار بودم ولی با رقیبان جدی و به شدت توانا طرف بودم که شرایط من با رقبا یکسان نبود لذا تصمیم به مهاجرت گرفتم. چون اصفهان با شرایط من جور بود و از سویی پتانسیل هم داشت اصفهان انتخاب اولم شد.

 با توجه به دیدگاه خوزه که می‌گوید: « بهتر است در ده کدخدا باشی تا در شهر یه فرد عادی… » … (البته تا امروز من عکس این جمله و به اسم ارسطو خوانده و شنیده بودم به این مضمون: « در بین بزرگان کوچک باشی بهتر از اینست که در بین افراد کوچک، بزرگ باشی. ) تصمیم گرفتم به کشوری پایین تر از کرواسی مهاجرت کنم.

 ایوان خطاب به مخاطبان سالن همایش و با تاکید گفت: « اگر شما هم تصمیم به مهاجرت دارید به افغانستان بروید. زیرا مهارتی که شما دارید برای مردم افغانستان خاص است … بر همین اساس خیلی سریع رشد می کنید در صورتیکه که اگر به آلمان یا جهان غرب بروید فوقش کارمند خوبی برای شرکت‌های آن‌ها خواهی شد.»

دلیل دوم ایوان هر چند برایم خوشایند نبود و حتی برای لحظه‌ای احساس حقارت کردم ولی چون خودم از نزدیک باهاش روبرو بودم پذیرفتم هر چند تلخ و غم انگیز بود.

ایوان گفت وقتی اومدم اصفهان از مهربانی و فهم مردم و زیبایی‌های اصفهان شگفت زده شدم ولی از اینکه یک کارت پستال توریست پسند ندیدم هم ناراحت و هم خوشحال شدم. ناراحت از اینکه منبعی برای راهنمایی توریست‌ها نبود از اینکه یک نقشه استاندارد توریست نبود ناراحت شدم ولی از اینکه دیدم چقدر جای کار داره و چقدر میشه تو اصفهان کسب وکار جدید حرفه‌ای راه اندازی کرد خوشحال شدم.

همین شد که تو اصفهان ماندگار شدم و شدم یک کارآفرین بین المللی

نتیجه گیری من از این رویداد:

  • از بابت آشنایی ام با رویتاک خیلی خوشحال شدم و از بابت برنامه خوبشون متشکرم
  • توسعه ایران امکان نداره مگر با مشارکت همه مردم بویژه حضور زنان مقاوم و قهرمان سرزمینم که روز بروز شکوفاتر می شوند.
  • امکانات و پتانسیل بالایی برای تک تک بچه‌های سرزمینم مهیاست.. فقط کافیست نیازهای امروز جامعه خود را نیازسنجی کرده تا فرصت‌های جدید خلق کنند تا همه افراد توانمند را در این سفره رنگین سهیم شوند.
  • نیاز امروز ما یادگیری مهارت‌های جدید است اینقدر در این مهارت ها ضعیفیم که به قول « ایوان جگیچ » در اصفهان تاریخی و مهد هنر یک کارت پستال بدردبخور ندیده تا خود آستین بالا زده!!!
  • در حوزه گیاهان دارویی ، پوشاک، پتروشیمی و انرژی های فسیلی، توریست و جهانگردی و… دنیایی از ثروت و پتانسیل بکر و دست نخورده است، کافیست بقول سهراب سپهری « … چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.»

منبع: « آکادمی بازاریابی و توسعه کسب وکار اکسل»