تجربه‌های تلخ و شیرین یک معلم در مسیر کارآفرینی ( قسمت دوم)

تجربه‌های تلخ و شیرین یک معلم در مسیر کارآفرینی ( قسمت دوم)

ریخت و پاش‌های قبل از شروع کار

مرور قسمت اول

در قسمت اول اگر یادتون باشد بعد از ورشکستگی تو بازار بورس و فارکس تصمیم گرفتم هم آموزش ببینم و هم شاگردی کنم چون در زمینه بازار و تجارت صفر کیلومتر بودم.

ریخت و پاش‌های قبل از شروع کار

امروز می‌خواهم یکی از این تجربه‌های تلخ کاری‌ام ( شاگردی کردنم) را با شما به اشتراک بگذارم. متاسفانه این شرکت بخاطر ریخت و پاش‌های اداری – سازمانی طی 2 سال با ضرر 400 میلیون تومان ورشکست شد.

متاسفانه بیشتر مردم فکر می‌کنند( مثل خودم تا قبل از ورشکستگی تو بورس) برای شروع کسب و کار نیاز به سرمایه آن‌چنانی، و دفتر و تجهیزات لاکچری است. در حالی‌که تمام کارآفرینان موفق کار را از منزل یا پارکینگ شروع کرده‌اند افرادی چون : جف بزوس، بهروز فروتن و …

تابستان92 کارم را تو یه شرکت بازیافت زباله شهری شروع کردم. روز اول که رفتم شرکت فکر کردم اومدم هتل. دفترشون تو یکی از خیابونای شیک اصفهان، تو هر اتاقی 2 -3 تا سیستم کامپیوتر و 10 نفر تو این دفتر کار می‌کردند بعلاوه در انبارها و کیوسک‌ها نزدیک به 40 نفر مشغول بودند.

اولین سوالی که برام پیش اومد و از خودم پرسیدم این بود: چرا این همه آدم اینجا تو دست و پای همند؟ بازیافت که آدمای شیک و « سان تال مان تال »نمیخواد!!!

چند روزی گذشت منم مثل بقیه کارکنان سرگردان و بی برنامه بودم رفتم پیش رییس و گفتم من باید چیکار کنم. با تعجب از بالای عینکش نیگام کرد گفت کارتون که مشخصه!  روز اول مهندس براتون شرح وظیفه را گفتند. لیستی از قبل آماده کرده بودم و تو این لیست بعضی موارد غیرضروری و اضافی را گوشزد کرده بودم جلوش گذاشتم این باره از زیر عینک یه نیم نگاهی باهاش انداخت و بدون تمرکز و مطالعه، گفت شما کارتون خوب انجام بدید نیازی فعلا به طرح و برنامه نداریم.

حدود 8 ماه تو این شرکت بودم درآمد شرکت عالی بود ( روزانه 10 الی 15 تن زباله کیلویی 100 تومن)، نقدینگی بالا ( مشتریا پیش پیش پول می‌دادن تا محصول پیش‌خرید کنند. )

از ماه چهارم متوجه شدم شرکت بدهکاره و کسری داره. خیلی تعجب کردم روزانه حدود 1 الی 5/1 میلیون تومان مواد می خریدن و با قیمت حدود 7 میلیون می‌فروختن. یعنی روزی حدود 4  الی 5 میلیون تومان درآمد داشتند که اگر هزینه‌ها را کسر کنیم حداقل باید روزی 2 میلیون تومان سود خالص میموند و این درآمد سال 92 برابر با درآمد 40 تا کارمند دولت بود.

شرکت با این درآمد وحشتناک فوق‌العاده خوب، در تابستان 93 اعلام ورشکستگی کرد هر چند در این موقع من نبودم ولی هنوز افسوس می‌خورم که چرا ورشکست شد و چرا مدیرعامل به حرفای من و دیگر دلسوزان شرکت گوش نداد.

هدف از این نوشته؟

خیلی مختصر علت ورشکستگی شرکت بازیافت براتون می‌نویسم تا برای کسب وکار خودتون تجربه خوبی بشه البته برای خودم تجربه گران‌سنگی شد و تو استارت و ادامه کسب وکارم آویزه گوشم بود و هست برای همیشه!

  • حتما و حتما قبل از شروع کار با مشاور و یا مشاوران با تجربه و امتحان پس داده مشورت کن (  گول مدرک افراد را نخور برو کسی را پیدا کن که واقعا این‌کاره باشد و خودش زمین خورده باشد و چم و خم راه را بلد باشد. ) مثل من نباشی که عین موشک بپری تو بازار و بجای اینکه بترکونی، خودت را بترکونی.
  • شروع هر کسب و کاری نیاز به دفتر و تجهیزات اداری نیست. البته اگر شرایط ایجاب میکنه باید به شکل خیلی ساده و کم هزینه باشد.

تجهیزات اداری – سازمانی مثل: میز، صندلی و فایل و … را باید یا قرض گرفت و یا از سمساری با قیمت بسیار اندک تهیه کرد.

اولین دفتر کار جف بزوس مالک آمازون
اولین دفتر کار جف‌بزوس مالک آمازون در پارکینگ
  • در استخدام نیروی کار باید دقت شود: اگر یادتون باشه گفتم در شرکت بازیافت 10 نفر فقط در دفتر اداری کار می‌کردند و پیشنهاد من به مدیرعامل کاهش نیرو به 2 نفر کارمند و یک نفر تدارکات‌چی بود که ایشان توجهی نکرد.

من کارگاهم را در سال 94 با 3 نفر کارگر استارت زدم و من و شریکم تمام کارهای مدیریت و تامین مواد و بازاریابی را انجام می‌دادیم.( البته با سیستم‌سازی کردن کارها )، مشتریان و رقبا فکر می کردند ما بیش از 15 نفریم. چون محصول را درب انبار و یا فروشگاه تحویلشان می‌دادیم.

  • اجاره محل کسب وکار: یکی از بیشترین هزینه‌ها مربوط به اجاره محل کسب و کار است. اگر یادتون باشه شرکت بازیافت ماهانه بالای 6 میلیون ( سال 92 ) اجاره انبار و دفتر داشت. ولی خودم در سال 93 در منزل شخصی و در سال 94 انباری با ماهانه 400 هزار تومن اجاره کردم که هزینه‌‍ای حدود 8 درصد سود ماهانه بود.
  • بازریابی و فروش: باید در بازار دیده شوی تا دیده نشوی اعتماد و اعتبار نداری. شریکم اصفهان و تهران را شخم زد و خودم با ماشین شخصی   شهرهای تبریز، زنجان، خرم‌آباد، دزفول، اندیمشک، اهواز، شیراز، یزد، کرمان. ( البته شما بازاریابی به سبک ما انجام نده امروزه شیوه‌های بهتر و راحت‌تری برای بازاریابی و فروش وجود دارد.)
  • خرید مواد اولیه: ایران مهد مواد اولیه است تا دلت بخواد مواد اولیه مناسب پیدا میشه. البته فقط و فقط باید بازار دست اول را پیدا کنی. سال 94 رفتم تبریز تا سنجد خوب بخرم تفاوتش تا اصفهان حداقل 30 درصد بود. سال 95 تو یکی از روستاهای دزفول مواد اولیه‌ای پیدا کردم که تا امروز محصول من تو بازارهای تبریز، تهران، شیراز و اصفهان تک تکه.
  • اعتبار و اعتماد تو بازار: صداقت، راستگویی، مهربانی و ادب تو بازار معجزه می کند. این چاخان‌بازی‌های عوامفریب را قبول ندارم صادق باش تا باهات صادق باشند.

 تو سفر بازاریابی شیراز با حاج‌آقایی آشنا شدم که شد برام بهترین مشاور و تا امروز از بهترین مشتریام است. وقتی خودم را معرفی کردم و محصولم را معرفی کردم گفت اگر قیمتی که من میگم بدی رو محصولت کار میکنم. همانروز 3 تا اشکال به محصولم گرفت منم خیلی سریع 3 تا عیب کاکو شیرازی را برطرف کردم و فروشم خیلی جون گرفت.

کار عملی:

  • تمام قسمت‌های کسب وکارت را با دقت بررسی کن و شاخه‌های اضافی را اره کن، هزینه‌ها را کاهش بده و برای سرعت عمل بخشیدن به کسب وکارت آنرا سیستم سازی کن.
ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار نوین

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار

دوستانت مطالب زیر را خواندن

No post found!

تجربه‌های تلخ و شیرین یک معلم در مسیر کارآفرینی ( قسمت اول)

تجربه‌های تلخ و شیرین یک معلم در مسیر کارآفرینی ( قسمت اول)

مقدمه:

در این‌جا می‌خواهم اشتباهاتی که خودم در مسیر کارآفرینی مرتکب شدم را با تمام جزییات براتون بنویسم. شک ندارم که این آزمون و خطا برا همه پیش میاد ولی نوع برخورد ما با این چالش‌هاست که برامون نتیجه متفاوتی ببار میاره.

تو این مسیر گاهی وقتا عقب‌گرد می‌کردم و بعضی وقتا زدم جاده‌خاکی، ولی هربار دوباره بر می‌گشتم تو جاده اصلی. خلاصه این دوره ۸ ساله با فراز و نشیب‌های تلخ و شیرینی همراهه که خواندنش میتونه برای نسل جوانی که قصد استارت کسب وکاری جدید دارن مفید باشه.

مطالعه و توجه شما به این مطالب و پیشنهادات شما میتونه مطالب را پربارتر و تجربه را پخته‌تر کند. خیلی خوشحال می‌شوم مطالعه شما همراه با کامنت‌های انتقادی و یا پیشنهادی همراه شود. تا سفر ۸ ساله من عمیق‌تر و جذابتر گردد.

ایده ثروت‌ساز من

اولین اشتباهی که خودم مرتکب شدم و ماه‌ها وقتم را تلف کرد این بود که دنبال ایده‌های پول‌ساز یا به اصطلاح کلاهبردارای اینترنتی ماشین پول‌ساز می‌گشتم. دهه هشتاد بازار اینترنتی داشت داغ می‌شد. روز، روز آمازون و دیجی کالا بود هر جا می‌رفتی حرف از آمازون و دیجی کالا بود. خیلی زود هزاران سایت شبیه دیجی کالا اومد بالا ، منم مثل خیلیای دیگه فکر می‌کردم اگر یه ایده توپ شبیه دیجی‌کالا داشته باشم خیلی زود پول پارو می‌کنم. فکر می‌کردم اگر کسب وکاری ثروت‌ساز را کپی کنم بزودی مثل آن‌ها ثروتمند خواهم شد.

هر روز به سایت آمازون، اپل و دیجی کالا و … سر می‌زدم و ساعت‌ها رو قالبشون زوم می‌کردم و نکات جذاب و وسوسه‌انگیزش را نت‌برداری می‌کردم.

بعد از مدت‌ها وب‌گردی و سرک کشیدن تو سایت‌های معروف و فضولی کردن، تصمیم گرفتم یه سایت بیارم بالا و بقولی بترکونم اونم از جنس ایده‌های ثروت‌ساز. یه سایت فروشگاهی زدم. البته از اون مدل آجیلیش!!! شب وقتی می‌خوابیدم رویا بافی می‌کردم اونم از رویاهای شیرین. و تو دنیای واقعی هم فکر می‌کردم ملت صف می‌کشن و زنبیل تو صف می‌گذارن و منه یه شبه پولدار می‌کنن.

بعد از مدت‌ها خبری از فروش نبود فقط کارم شده بود تو فضای آنلاین تابیدم و ادای پوادار را در کردن. بعضی وقت‌ها کتاب می‌خواندم و یا برای سایت‌های معروف کامنت می‌گذاشتم تا از این چاله بیام بیرون، ولی بازهم اتفاق خاصی بیفتاد.

حالا غیر از فروش نداشتن یه مشکل دیگه هم برام پیش اومده بود سایتم خیلی ابتدایی و استاتیک بود و بقول یه برنامه نوبس بدرد عمم میخورد و از آن بدتر اینکه طراح سایتم رفته بود خارج از کشور.

دوباره رفتم تو عالم خیال بافی و گفتم این دفعه کاری می‌کنم کارستان. بعله « فیل‌ام یاد هندوستان کرد …» و بفکر تغییر ایده افتادم. کارم شده بود ایده‌سازی، ایده خریدن و یا حتی ایده‌ دزدی. هنوز هم فکر می‌کردم اگر یه ایده توپ پیدا کنم خیلی زود نتیجه می‌گیرم و یه شبه پولدار می‌شوم!

ایده دوم ثروت‌ساز من

این دفعه خیلی سریع ایده‌ام را پیدا کردم و کلی قربون صدقه خودم رفتم و چقدر به به و چه چه گفتم به ایده‌ام. خیلی محکم گفتم مرد، تو که از اول سری تو سرای کنکور داشتی چرا از همان اول سایت مشاوره کنکور نزدی.

 گفته باشم همان سال هم دخترم پشت کنکوری بود. گفتم « هم فال و هم تماشا» هم می‌شوم مشاور دخترم و هم مشاور بقیه و حسابی پولدار می‌شوم و حتی تو رویاهام با گزینه 2 و قلمچی رقابب می‌کردم.

طی 1 ماه تجربه‌های خودم جمع بندی کردم و از شما چه پنهان یه پک آموزشی هم خریدم و چندتا مطلب هم کش رفتم و شدم مشاور کنکور… چقدرم پیاز داغش زیاد کردم.

 از فرداش تبلیغات شروع شد. خیلی زود فروش شروع شد هفته اول ده‌ها پک فروختم و حسابی خرذوق شدم. ولی از هفته دوم خبری از فروش نبود که نبود. در ماه دوم و سوم هم فروش نداشتم.

تو این دو ماه دمق بودم ولی دست بردار نبودم کارم شده بود وب‌گردی از مدرسه که میومدم باز وب‌گردیم شروع می‌شد. این دفعه متوجه بازار بورس شدم . خیلی زود عاشق بورس و فارکس شدم تمام رویاهام را تو بازار بورس می‌دیدم.

 رویای سوم من

بسیجی‌وار رفتم کد بورس گرفتم. ۲۰میلیون پول نقد داشتم و ۴۰ میلیون تومان هم وام گرفتم ( سال 92)شروع کردم سهام خریدن. دوباره « روز از نو روزی از نو» کارم شد تو سایت‌های بورسی تابیدن و برای خودم قهرمان تراشیدن. بیشتر حرف اونایی که بهشون می‌گفتن دکتر، مهندس برام جذابتر بود.

هفته اول ۵ میلیون سود کردم، با دٔمم گردو می‌شکستم. برا خانمم و بچه‌هام لاف میزدم که چه‌ها خواهم کرد. ( البته این سود ۵ میلیونی از مهارت من نبود من در بورس مهارتی نداشتم. این سود از رشد وحشتناک بورس در سال ۹۱ و ۹۲ بود.)

ختم کلام اینکه بعد از ۶ ماه سرمایه من ۲ برابر شد و در ماه چهارم و پنجم ۸۰ درصد سرمایه‌ام سوخت و من در بورس ورشکسته شدم.

حقیقت دنیای کارآفرینی چیست؟

حقیقت اینست که ایده‌ها و کسب و کارها نه سودآورند، نه زیان‌آور

در واقع کسب وکارها بخودی خود، نه برگ برنده کارآفرین هستند نه برگ بازنده. این کارآفرینان هستند که ایده‌ها را بزرگ میکنند و یا میمرانند.

در سال ۹۳ بعد از نتیجه نگرفتن در دنیای آنلاین و بازار بورس و آب رفتن سرمایه‌ام یاد گرفتم اگر خواستم رشد کنم . بزرگ شوم و به هدفم برسم باید ۴ تا کار انجام بدهم:

  1. آموزش ببینم
  2. شاگردی کنم
  3. با سرمایه کم شروع کنم
  4. با مردم بودن ( ارتباط مردمی داشتن)

چون معلم بودم و هفته‌ای ۴ روز تدریس داشتم، بطور غیر حضوری در کلاس‌های « استاد ژان بقوسیان » شرکت کردم. با ارتباط با کارآفرینان مطرح ایران لیستی از کتاب‌هایی در زمینه بازار و مدیریت کسب وکار تهیه و خریداری کردم. البته این قسمت برام آسون بود چون همیشه اهل مطالعه بودم.

در طی گذراندن کلاس‌ها و مطالعه کتاب‌های مالی – تجاری و مشاوره‌ از افراد کار بلد، تصمیم به راه اندازی کسب وکار جدید گرفتم. این دفعه خیلی با حوصله و طراحی پلن کسب وکارم و با سرمایه کم استارت زدم.

این دفعه دیگه دنبال ایده‌های ثروت‌ساز و یک شبه پولدار شدن نرفتم چون با تمام وجود به اشتباه قبلی‌ام پی برده بودم. با گوشت و استخوانم متوجه شده بودم که هیچ کارآفرینی یک شبه پولدار نخواهد شد و هیچ فردی با تمرکز بر کائنات و قانون جذب و نوشتن تابلو اهدافش تبدیل به سوپر اتاندارد نخواهد شد.

قانون جذب، کائنات … همان  خود ماییم  و بقول مولانا در فیه مافیه :

« تَن همچو مریم است. و هر یکی عیسی داریم. اگر ما را درد پیدا شود، عیسیِ ما بزاید و اگر درد نباشد، عیسی هم از آن راهِ نهانی که آمد، باز به اصل خود پیوندد، اِلّا ما محروم مانیم و از او بی‌بهره »

کارگاه 480

بعد از 3 ماهی که مطالعه کردم کلاس‌های غیر حضوری استاد بقوسیان را سپری کردم، با یکی از دوستان خانوادگی کارگاهی با سرمایه 480 هزار تومن شروع کردیم.

کارهایی که این دفعه انجام دادم:

  • با سرمایه زیاد شروع نکردم
  • مشورت کردم البته با افراد کاربلد
  • حوزه کسب وکارم را مشخص کردم
  • بقول ست گادین یه گوشه بازار را انتخاب کردم نه همه بازار را.

نتیجه‌گیری:

هر چند در این مسیر زمان و سرمایه زیادی از دست دادم ولی تجربه بزرگی برایم داشت. مهمترین درسی که از این مسیر ۲ ساله گرفتم این بود که ایده ها به تنهایی ارزشی ندارند. این ما هستیم که می‌توانیم ایده‌های مرده را زنده و آن را به یک امپراطوری قدرتمند تبدیل کنیم و یا در کودکی آن‌ها را دفن کنیم و فقط یک خاطره تلخی از آن‌ها داشته باشیم.

با مطلعه زندگی کارآفرینان موفق، متوجه شدم هیچ کارآفرینی ایده‌ای ثروت‌ساز معرفی نکرده است و بیزنس خود را بخاطر سودآوری و ثروت‌آفرینی انتخاب نکرده است بلکه تنها مبنای ایده‌هاشون علاقه و هماهنگی آن با استعداد درونی‌شون بوده است. بیشتر ایده‌های بزرگان کارآفرینی حتی سابقه قبلی نداشته و اگر هم داشته سابقه درخشانی نبوده است.

ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار نوین

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه‌دهنده کسب وکار

دوستان شما مطالب زیر را هم مطالعه کردند

No post found!

چه محصولی تولید کنیم که در بازار ایران فروش فوق‌العاده‌ای داشته باشه!

چه محصولی تولید کنیم که در بازار ایران فروش فوق‌العاده‌ای داشته باشه!

راهکاری ساده برای تولید محصول تو بازار ایران که فروش فوق‌العاده‌ای داشته باشی

بقول پرویز پرستویی در فیلم « مارمولک» برای رسیدن به خدا به اندازه آدما راه وجود داره!!! در دنیای کسب وکار هم به اندازه تمام آدمای کره زمین راه و مسیر هست فقط کافیه اهلش باشی.

امروز می‌خواهم یک روشی کاربردی برای تولید یا بسته‌بندی کالا در بازار ایران معرفی‌کنم  که هم برای خودم نتیجه‌بخش بوده‌است، هم برای مشتری‌هام. یعنی خیالت راحت باشه این روش امتحان خودش را پس داده است.

تو جامعه ما بیشتر آدما عادت دارند کارها را سخت‌تر از آن چیزی که هست نشان می‌دهند و بقولی « لقمه را دور سرشون بپیچینونن » در صورتی که هنر کارآفرینینان و مدیران مطرح ساده کردن مسیر کسب وکارشان است. شاید تا حالا دیدی فردی میخواد کارش را مهم جلوه دهد همش از سختی و غیر ممکن بودن مسیر کارش میگه و اینقدر این مسیر را بزرگ جلوه می دهد تا خودش را مهم جلوه دهد غافل از این‌که جسارت و اقدام را از افرد می گیرد.

راهکاری عملی برای برون رفت از بحران سال 97

ببین دوست من، تحریم، گرانی،۳ برابر شدن دلار، پیامد‌های بدی برای جامعه ایران داشت. عده‌ای ترک وطن کردند و تعداد زیادی هم سرمایه‌هاشون را به کشورهای دیگر منتقل دادند و متاسفانه خیلی افراد هم از بازار اخراج شدند و در یک جمله « اکثریت جامعه فقیرتر شدند».

اما عده کمی هم در بحران سال 97 نه تنها فقیر نشدند بلکه سرمایه‌شون را چند برابر کردند البته اگر فوری این جماعت اندک را با انگ‌هایی چون: زالو صفت، دزد یا حق کارگر خور و … متهم نکنی بلکه این سوال از خودت بپرسی چرا؟ چرا عده زیادی فقیر شدند و عده کمی ثروتمند؟

شاید دلیل زیادی بتوان گفت و نوشت ولی علت واقعی اینست که عده محدودی تو هر جامعه‌ای خیلی خوب بلد هستند بحران را به فرصت تبدیل کنند. شما چی! آیا این مهارت را داری که بحران‌های کاری و مالی را به فرصت تبدیل کنی.

این بحران مالی و آن تحریم لعنتی هر چند خانمانسوز بود ولی اگر یه‌کم دقت کنی و هوشمندانه عمل کنی می‌توانی آن‌ را به یک فرصت طلایی تبدیل کنی. من می‌خواهم امروز یکی از این فرصت‌های طلایی را بطور عملی معرفی کنم. در این‌ جا سعی می‌کنم خیلی ساده و قابل فهم ایده‌ام را همراه با مثال مطرح کنم.

ایده‌ای که میخواهم برایت بگویم مثل دعوتیه که از طرف یه دوست مهربان و عزیز به یک شام، در یک فضای آرامبخش دعوت شده‌ای کافیه لباس شیک را بپوشی و اون عطر معطره را هم بزنی وخیلی جذاب و تو دل برو بری مهمونی و حالش ببری. در اصل یه لقمه آمادس، نیازی به تعیین سطح، بازارسنجی و بازارسازی نداره، چون تاجران واردکننده قبل از تو همه شرایط بازار را برات آماده کرده‌اند؛ فقط کافیه شما سفره را بچینی و مهمونا را دعوت کنی!

آماده هستی، بزن بریم.

الف) یک سرچ تو گوگل بزن یا یه سری به سامانه‌های بانک مرکزی، سازمان آمار ایران و گمرک و اتاق بازرگانی ایران بزن و کلیه واردات ایران در سالهای 97- 98 را سرچ کن. در این سامانه‌ها لیست کاملی از محصولات و کالای وارداتی به ایران موجود است که اگر با دقت بررسی کنی اطلاعات گرانبهایی بدست خواهی آورد.

در این لیست بالا بلند از تمام گرو‌ها کالا پیدا خواهی کرد از سنگ قبر، دسته بیل تا خودرو لمبورگی. بیشتر کالا‌ها از کشورهای ترکیه، چین، هند، کره و کشورهای اروپایی وارد گمرکات ایران شده‌ است.

ب) قلم و کاغذ بردار و یا یک صفحه ورد تو لب تاپت باز کن و از بین آن‌همه محصول وارداتی کالایی را که مد نظرت است و یا شرایط تولید و یا بسته بندی آن را داری را یاداشت کن البته اگر حوزه کاریت و محصولت مشخص است که اینهمه دنگ و فنگ نداره فقط آن محصول را یاداشت کن.

ج) قیمت تمام‌شده محصول یا محصولات مورد نظرت را در کشور مبدا ( چین، هند، ترکیه و … ) محاسبه کن البته با دلار بازار آزاد.

ح) هزینه جانبی کالا از مبدا تا مقصد را محاسبه کن ( حمل ونقل + تعرفه گمرکی + هزینه پروسه اداری + خواب سرمایه + مالیات + و …  )

خ) مواد اولیه تولید یا بسته بندی کالای داخلی را در ایران محاسبه کن ( البته از دست اول بازار و  افراد  یا شرکت قابل اعتماد)

د) هزینه‌های جانبی تولید و بسته بندی را هم در داخل ایران محاسبه کن ( حمل و نقل + اجاره محل + حقوق و دستمزد +  بسته بندی + فرآوری محصول + مجوزها + و … )

ی) یک خبر خوب. از بابت بازار فروش نگران نباش، چون محصولی که قبلا وارد کشور شده است  تاجران قبل از تو  بازارسنجی و بازارسازی کرده‌اند فقط کافیه استارت بزنی و مراحل بالا را گام به گام انجام بدی

 سپاس از شما که وقت گذاشتی و این مطلب را مطالعه کردی. در مطلب بعدی طرز بازاریابی و فروش آن را هم خواهم گفت .

به‌خدا می‌سپارمت، تا دیداری دیگر

ابراهیم اسدی بازاریاب و توسعه دهنده کسب وکار نوین

ابراهیم اسدی

بازاریاب و توسعه‌دهنده کسب وکار

دوستان شما مطالب زیر را هم دوست داشتند

No post found!

چگونه میلیاردر شویم؟

چگونه میلیاردر شویم؟

     افراد بسیار زیادی در صدد این هستند که به یک فرد میلیاردر تبدیل شوند و می‌توان گفت در واقع در آرزوی آن هستند اما تا چه حد برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کنند؟ آیا افراد ثروتمند با افراد عادی فرقی دارند؟ در این مقاله به بررسی این موضوع و معرفی ۷ روش برای میلیاردر شدن می‌پردازیم

چگونه میلیاردر شویم و روش میلیاردر شدن» دغدغه بسیاری از افراد جهان است. مردم شبانه روز تلاش می‌کنند تا بتوانند زندگی بهتری را برای خود و خانواده‌شان رقم بزنند ولی چند درصد از این افراد به هدف خود می‌رسند؟ اگر کمی فکر کنید می‌بینید که مشکل از میزان تلاش و وفاداری آن‌ها به کارشان نیست، بلکه مشکل از اطلاعات و دانش آن‌ها است. کسی که می‌خواهد میلیاردر شود، باید روش میلیاردر شدن را یاد گرفته باشد. در صورتی که شما نیز به آینده‌ای فوق‌العاده فکر می‌کنید، تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

میلیاردر به چه کسی گفته می‌شود؟

بخواهیم خیلی شفاف بیان کنیم، اگر ‌ثروت خالص فردی در ایران بیش از یک میلیارد تومان باشد، به این فرد میلیاردر گفته می‌شود. در خارج از ایران، میلیاردر به کسی می‌گوییم که ثروت او بیش از یک میلیارد دلار باشد. حال منظور از ثروت خالص چیست؟ ثروت خالص به این معنا است که تمام دارایی‌های خود را به فروش برسانید و سپس تمام بدهی‌های خود را بپردازید، در نهایت هر چه که باقی ماند، ثروت خالص شما محسوب می‌شود. آیا این مقدار باقی‌مانده بیش از یک میلیارد تومان است؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بنابراین شما یک میلیارد هستید.

با داشتن یک میلیارد دلار، می‌توانید به بسیاری از آرزوهای خود، جامه عمل بپوشانید. تقریباً می‌توانید تمامی مسائل مالی خود را حل کنید و از بالاترین سطح زندگی از نظر کیفی بهره‌مند شوید. در این مقاله قصد داریم بگوییم که چگونه میلیاردر شوید. با یاد گرفتن روش‌ میلیاردر شدن و به کار بستن این روش‌ها می‌توانید به اهداف مالی خود در زندگی دست پیدا کنید. تا حالا به این مسئله فکر کرده‌اید که یه فرد میلیاردر چه مشخصاتی دارد؟ آیا میلیاردر شدن یک فرد، در خصوصیات اخلاقی او، تاثیری خواهد گذاشت؟ در ادامه با ما همراه باشید تا برخی ویژگی این افراد را با یکدیگر بررسی کنیم.

مشخصات و تجربه‌های مشترک میلیاردرها

بسیاری از مردم جهان تصور می‌کنند که میلیاردرها افراد خاصی هستند. غذاهای خاصی می‌خورند و در مکان‌های خاص زندگی می‌کنند. آمار و ارقام چنین چیزی را نشان نمی‌دهد. وارن بافت، یکی از ثروتمندترین افراد دنیا محسوب می‌شود و این شخص در حال حاضر در همان خانه‌ای زندگی می‌کند که پنجاه سال پیش، حدود 30 هزار دلار خریداری کرده بود.

چگونه میلیاردر شویم؟

یکی از مثال‌های معروف در مورد بیل گیتس، ماجرای انعام دادن او به پیش‌خدمت رستوران است. بیل گیتس روزی به رستوران رفت و وقتی غذایش را تمام کرد، 5 دلار به پیش‌خدمت انعام داد. پیش‌خدمت از گرفتن این انعام، هم ناراحت شد و هم تعجب کرد. بیل گیتس با دیدن این صحنه از او پرسید: مشکلی پیش آمده است؟ پیش‌خدمت گفت: فرزند شما در میز کناری نشسته است و همین الان 50 دلار به من انعام داد ولی شما با این همه اسم و رسم و به عنوان ثروتمندترین فرد دنیا، فقط 5 دلار انعام دادید. بیل گیتس در جواب او گفت: او فرزند ثروتمندترین فرد دنیا است ولی من فرزند یک نجار ساده‌ام. این مثال‌ها فراوان است و همگی نشان می‎دهند که یک سری از خصوصیات در بین افراد مشترک است.

صبور باشید؛ میلیاردر شدن زمان می‌برد.

آمار و ارقام سایت فوربز نشان می‌دهد که میانگین سنی افراد میلیاردر، 63 سال است و 90 درصد از آن‌ها، بیش از 45 سال سن دارند. البته دنیای فناوری و محصولات آن، باعث شد که افرادی با سن کمتر، به دنیای میلیاردرها قدم بگذارند. یکی از مثال‌های معروف در این زمینه، مارک زاکربرگ، مدیر شرکت فیسبوک را می‌‎توان مثال زد که 36 ساله است ولی به عنوان یکی از ثروتمندترین افراد جهان، شناخته می‌شود. بنابراین اولین صفت مشترک میلیاردرها، صبر و شکیبایی است؛ زیرا باید پذیرفت که میلیاردر شدن، مسیری دارد که باید آهسته و پیوسته طی کرد. اگر کتاب «بازی بی‌نهایت اثر سایمون سینک» را مطالعه کنید، متوجه خواهید شد، ثروت آفرینی از یک کسب و کار، نیاز به صبر و تلاش مداوم دارد. موفقیت، هدف نیست بلکه یک مسیر است.

تحصیلات، مهم است ولی شرط لازم نیست

تقریباً دو سوم میلیاردرهایی که نام آن‌ها در فهرست سایت فوربز آمده است، تحصیلات دانشگاهی دارند و درصد زیادی از آن‌ها فارغ‌التحصیلان رشته‌های مهندسی هستند. از بین 400 میلیاردر آمریکایی، 29 نفر مدرک کارشناسی ارشد و 21 نفر دکترا دارند. آمار و ارقام نشان می‌دهد، تحصیلات دانشگاهی می‌تواند خیلی خوب و سازنده باشد ولی جالب است بدانید که 30 درصد از میلیاردرهای دنیا در سایت فوربز اصلاً مدرک دانشگاهی ندارند و بیل گیتس یکی از همین افراد است. افرادی مانند استیو جابز و لری الیسون هم موفق به تمام کردن تحصیلات خود در دانشگاه نشدند.

پشتوانه مالی خانواده، خوب است اما مهم نیست

60 درصد از میلیاردرها خودشان به تنهایی توانستند چنین ثروتی به دست بیاورند و خانواده متوسط و ضعیفی داشتند. بیل گیتس، وارن بافت و الیسون جزء همین دسته از افراد بودند. البته سرمایه‌گذاران زیادی هم وجود داشته‌اند که با تکیه بر ارث و میراث یا توانایی‌های مالی خود توانسته‌اند، میلیاردر شوند. هدف از مطرح نمودن این مورد این است که خانواده ثروتمند به تنهایی تنها دلیل ثروتمند شدن شما نمی‌شود و اگر جز این افراد نیستید، اصلا نگران نباشید. با تکیه بر 7 روش میلیاردر شدن که در ادامه این مطلب به توضیح آن‌ها می‌پردازیم، شما هم می‌توانید میلیاردر شوید و به اهداف و آرزوهای کوچک و بزرگ خود در زندگی دست پیدا کنید.

ازدواج و همسرداری در بین میلیاردرها مسئله پیچیده‌ای است

یکی از مسائلی که اکثر مردم به آن توجه ندارند این است که ازدواج با میلیاردرها و زندگی کردن با آن‌ها، کار آسانی نیست. برخی از میلیاردرها سرشان واقعاً شلوغ است و زمان لازم برای رسیدگی و توجه به خانواده خودشان را ندارند. اگر به زندگی برخی از این اشخاص نگاهی بیندازید، متوجه پیچیدگی و زندگی عجیب آن‌ها خواهید شد. در لیست میلیاردرهای سایت فوربز، خواهید دید که بیش از دو سوم آن‌ها، اکنون متأهل هستند و برخی مانند لری الیسون و رونالد پرلمن، چندین بار نیز ازدواج کرده‌اند. تاکنون مصاحبه‌های بسیاری با همسران اشخاص ثروتمند انجام شده است. تمامی آن‌ها بر این باور هستند که ابتدا ثروت این افراد، آن‌ها را وسوسه کرده است ولی وقتی وارد زندگی شده‌اند، فهمیده‌اند که توان ادامه دادن به زندگی با این افراد را ندارند.

البته این یک اصل همیشگی و اساسی نیست. بیل گیتس چندین سال است که با ملیندا گیتس ازدواج کرده و هنوز به زندگی خود با او ادامه می‌دهد. مثال دیگر در این زمینه وارن بافت است که در 74 سالگی و پس از 52 سال زندگی مشترک با سوزان بافت، همسر خود، او را از دست داد. البته وی در سال 2006 مجدداً ازدواج کرد و زندگی او کماکان ادامه دارد. افراد زیاد دیگری در لیست میلیاردرها وجود دارد که خوش و خرم به زندگی خود ادامه می‌دهند و هیچ مشکلی ندارند ولی در صورتی که فردی بخواهد با یک میلیاردر زندگی کند، باید ابتدا اطلاعات کامل در مورد او و زندگی‌ای که دارد، کسب کند و سپس وارد زندگی مشترک با آن فرد شود.

ثروت فراوان در فناوری، امور مالی و املاک

بسیاری از افرادی که توانستند به یک ثروت بزرگ و میلیاردی دست پیدا کنند، خلاق بوده‌اند و از طریق عرضه فناوری‌های جدید به بازار، به چنین قدرتی دست پیدا کرده‌اند. معمولاً این افراد در مسیر کاری و زندگی خود، چندین و چند بار شکست را تجربه کرده‌اند ولی تسلیم نشدن و پشتکار داشتن، آن‌ها را به چنین جایگاهی رساند. مایکروسافت، گوگل، آمازون و فیسبوک شرکت‌هایی هستند که با عرضه یک فناوری جدید به قدرت و ثروت دست پیدا کردند. ثروتمندان فعال در زمینه امور مالی نیز با سرمایه‌گذاری‌های عالی، توانستند راه میلیاردر شدن را طی کنند. یک نمونه از ثروتمندان فعال در زمینه مالی، وارن بافت است. فعالان حوزه املاک شباهت زیادی به ثروتمندان امور مالی دارند. ثروت آن‌ها از طریق رشد و توسعه املاک و مستغلات حاصل می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، یکی از میلیاردرهای معروف در همین بخش است.

۷ روش میلیارد شدن

میلیارد شدن فقط به سخت‌کوشی و تلاش فراوان بستگی ندارد بلکه عوامل گوناگونی، در رسیدن شما به ثروت فراوان، دخیل هستند. کتاب‌های زیادی در این زمینه نوشته شده و به چاپ رسیده است. در این بخش از مطلب، تصمیم داریم به چند نکته‌ کلیدی اشاره کنیم که می‌تواند به شما در مسیر میلیاردر شدن، کمک کند. در صورتی که شما هم می‌خواهید بدانید که روش میلیاردر شدن چگونه است، صبور باشید و این مطلب را تا پایان مطالعه کنید.

ببینید دنیا چه می‌خواهد

راه رسیدن به ثروت میلیاردی این است که ببینید، چه نیازهایی در این جهان وجود دارد و به بهترین و صحیح‌ترین شکل ممکن به این نیازها پاسخ‌ دهید. در این جهان، ثروتمند شدن ارزش نیست. چیزی که ارزش‌آفرینی می‌کند و شما را به اهدافتان می‌رساند، خدمت کردن است. ببینید چگونه می‌توانید به مردم خدمت کنید و نیازهای آنان را برآورده کنید. مردم برای برطرف کردن نیازهای خود خیلی راحت پول می‌دهند. ایده اسنپ را در ایران در نظر بگیرید. مردم با استفاده از موبایل خود، تاکسی می‌گیرند و با پرداخت یک هزینه کاملاً منطقی، بین دو نقطه مکانی جابجا می‌شوند و این همان چیزی است که مردم ایران سال‌ها پیش تمایل داشتند، در اختیار داشته باشند تا اینکه اسنپ آن را برای اولین بار در ایران عملی کرد.

برای میلیاردر شدن بلندپرواز باشید. چه اشکالی دارد؟

یکی از مهم‌ترین اصول در 7 روش میلیاردر شدن این است که رویاهای بزرگ داشته باشید. همیشه خود را در اوج ببینید و برای رسیدن به اهداف خود، برنامه‌ریزی کنید. موفقیت در جهان، وقتی به وجود می‌آید که من و شما ذهنیت موفق و خوش‌بین داشته باشیم. وقتی ایده بسیاری از کسب و کارها را ببینید، متوجه می‌شوید که خیلی ساده و پیش پاافتاده هستند و هر کسی می‌توانست این ایده را به انجام برساند ولی از آن‌جا که میلیاردرها دید موفق دارند، به شکست فکر نمی‌کنند و قدم در مسیر عمل می‌گذارند. همین قدم کوچک، یک پیروزی بزرگ برای آن‌ها به ارمغان می‌آورد.

برای رسیدن به موفقیت تعهد بدهید

به میلیاردر شدن متعهد بمانید و تعهد بدهید که می‌خواهید ثروتمند شوید. وقتی کتاب «اثر مرکب به قلم دارن هاردی» را مطالعه کنید به این نتیجه می‌رسید که گام‌های خیلی کوچک به مرور زمان با هم ترکیب می‌شوند و شما را به اهداف و آرزوهایتان می‌رسانند. وظیفه شما این است که تعهد بدهید و از مسیر خود کوتاه نیایید. شاید دیر به مقصد برسید ولی مطمئن باشید که همین تعهد، شما را به مقصد می‌رساند. ممکن است در طول مسیر میلیاردر شدن، شکست‌های زیادی را تجربه کنید و سختی‌های زیادی بکشید ولی این سختی‌ها، بی‌نتیجه نخواهد ماند. بیل گیتس در دوران جوانی خود (بیست تا سی سالگی) حتی یک روز هم به خودش مرخصی نداد و با تمام قوا برای ساختن مایکروسافت جنگید.

از شکست نترسید

انسان ممکن است هر لحظه در کسب و کار خود اشتباه کند و این اشتباه او را چندین کیلومتر از هدفی که دارد دور کند. یکی از اصول اساسی موفقیت در کسب و کار و یکی از مفاهیم کلیدی در روش میلیاردر شدن این است که «شکست‌ها را بغل کنید!». اگر یک شکست شما را نکشد و از پای درنیاورد، مطمئن باشید که شما را قوی‌تر خواهد کرد. از اشتباهات خود نترسید بلکه از آن‌ها درس بگیرید.

به جزئیات توجه کنید

یکی از مهم‌ترین روش‌ها از بین 7 روش میلیاردر شدن این است که به جزئیات توجه کنید. موفقیت، در واقع حاصل جمع جزئیات و موارد ریز است. البته این به این معنا نیست که به جزئیات بچسبید و روی آن‌ها بیش از حد تمرکز داشته باشید. بلکه تلاش کنید با نگاه دقیق به فرآیندها و کارهای ریز و جزئی که در زندگی و کسب و کارتان اتفاق می‌افتد، موارد اضافه و بیهوده را دور بریزید تا زندگیتان روز به روز بهتر شود.

به فکر ساختن یک تیم قابل اعتماد از مشاوران و همکاران باشید

توجه داشته باشید که هیچ‌کس به تنهایی میلیاردر نمی‌شود. افراد زیادی در مسیر میلیاردر شدن یک شخص، نقش دارند و او را در این مسیر همراهی می‌کنند. بنابراین اگر می‌خواهید میلیاردر شوید، باید یک تیم خوب و قابل اعتماد از مشاوران و همکاران در کنار خود داشته باشید تا دلسوزانه برای موفقیت خودشان و شما کار کنند. شرکت اپل به همین شکل ساخته شد. دو استیو (جابز و وازنیک) مثالی برای این روش میلیاردر شدن هستند. این دو فرد به همراه مجموعه از همکاران کوشا، تواسنتند اپل را به یک شرکت معروف و معتبر تبدیل کنند.

همیشه به فکر مشتری باشید

اگر می‌خواهید میلیاردر شوید، باید مشتری و مصرف کننده را در اولویت قرار دهید. اوست که می‌خواهد به شما پول بدهد پس باید از شما و محصولتان راضی باشد. در مسیر میلیاردر شدن، رضایت مشتری را به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین هدف خود انتخاب کنید. ثروت، برای کسانی است که محصولی باکیفیت و در عین حال اقتصادی و مقرون به صرفه عرضه کنند و همیشه به فکر طرفداری از مشتری باشند.

در نهایت میلیاردر می‌شویم یا خیر؟

این سوال که «چگونه میلیاردر شویم؟» در ذهن بسیاری از افراد، نقش بسته است و همگی تمایل دارند، هر چه سریع‌تر به ثروت دست پیدا کنند. اگر می‌خواهید میلیاردر شوید، باید مانند یک فرد موفق در زندگی خود عمل کنید و همچنین بتوانید از توانایی‌های خود، نهایت استفاده را کنید. در این مقاله، تلاش کردیم که بهترین و مهم‌ترین اصول میلیاردر شدن را با هم یاد بگیریم. آیا روش دیگری می‌شناسید که بتواند به ثروتمند شدن کمک کند؟ لطفاً نظرات خود را با ما و کاربران همیار آکادمی به اشتراک بگذارید.

منبع: همیار آکادمی

دوستان شما مطالب زیر را دوست داشتند

No post found!