خاطرات معلم کارآفرین!( قسمت ۲)

«از معلمی تا کارآفرینی» تجربه های تلخ و شیرین یک معلم است، که در مسیر کارآفرینی با چالش‌هایی روبرو می‌شود که برای هر مدیر کسب‌وکاری آموزنده است.

مرور قسمت اول

در قسمت اول اگر یادتون باشد بعد از ورشکستگی تو بازار بورس و فارکس تصمیم گرفتم هم آموزش ببینم و هم شاگردی کنم چون در زمینه بازار و تجارت صفر کیلومتر بودم.

مطالعه قسمت اول

هدف از نوشتن این مطلب

خیلی مختصر علت ورشکستگی شرکت بازیافت براتون می‌نویسم تا برای کسب وکار خودتون تجربه خوبی بشه البته برای خودم تجربه گران‌سنگی شد و تو استارت و ادامه کسب وکارم آویزه گوشم بود و هست برای همیشه!

تجهیزات اداری – سازمانی مثل: میز، صندلی و فایل و … را باید یا از دوستان و آشنایان امانت گرفت و یا از سمساری با قیمت بسیار اندک تهیه کرد.

من کارگاهم را در سال ۹۴ با ۳ نفر کارگر استارت زدم و من و شریکم تمام کارهای مدیریت و تامین مواد و بازاریابی را انجام می‌دادیم.( البته با سیستم‌سازی کردن کارها )، مشتریان و رقبا فکر می کردند ما بیش از ۱۵ نفریم. چون محصول را درب انبار و یا فروشگاه تحویلشان می‌دادیم.

تو سفر بازاریابی شیراز با تاجر کهنسالی آشنا شدم که شد برام بهترین مشاور و تا امروز از بهترین مشتریانم است.

وقتی خودم را معرفی کردم و محصولم را معرفی کردم گفت اگر قیمتی که من میگم بدی رو محصولت کار میکنم. همانروز ۳ تا اشکال به محصولم گرفت منم خیلی سریع ۳ تا عیب کاکو شیرازی را برطرف کردم و فروشم خیلی جون گرفت.

ریخت و پاش‌های قبل از شروع کار، ممنوع!

امروز می‌خواهم یکی از این تجربه‌های تلخ کاری‌ام ( شاگردی کردنم) را با شما به اشتراک بگذارم. متاسفانه این شرکت بخاطر ریخت‌وپاش‌های اداری – سازمانی طی ۲ سال با ضرر ۸۰۰ میلیون تومان (۶۱۶.۰۰۰ دلار) ورشکست شد.

تابستان92 کارم را تو یه شرکت بازیافت زباله شهری شروع کردم. روز اول که رفتم شرکت فکر کردم اومدم هتل. دفترشون تو یکی از خیابونای شیک اصفهان، تو هر اتاقی ۲ -۳ تا سیستم کامپیوتر و ۱۰ نفر تو این دفتر کار می‌کردند بعلاوه در انبارها و کیوسک‌ها نزدیک به ۴۰ نفر مشغول بودند.

اولین سوالی که برام پیش اومد و از خودم پرسیدم این بود: چرا این همه آدم اینجا تو دست و پای همند؟ بازیافت که آدمای شیک و « سان تال مان تال »نمیخواد!!!

محترمانه گفت؛ فضولی موقوف

چند روزی گذشت منم مثل بقیه کارکنان سرگردان و بی برنامه بودم رفتم پیش رییس و گفتم من باید چیکار کنم. با تعجب از بالای عینکش نیگام کرد گفت کارتون که مشخصه!  روز اول مهندس براتون شرح وظیفه را گفتند.

لیستی که از قبل آماده کرده بودم (تو این لیست بعضی موارد غیرضروری و اضافی شرکت را گوشزد کرده بودم) جلوش گذاشتم این دفعه از زیر عینک یه نیم نگاهی به نوشته من انداخت و بدون تمرکز و مطالعه، گفت؛

شما کارتون خوب انجام بدید فعلا نیازی به طرح و برنامه نداریم.

شرکت بازیافت با درآمد بالا ورشکست شد!

حدود ۸ ماه تو این شرکت بودم درآمد شرکت عالی بود ( روزانه ۱۰ الی ۱۵ تن زباله کیلویی ۱۰۰ تومن)، نقدینگی بالا ( مشتریا پیش پیش پول می‌دادن تا محصول پیش‌خرید کنند. )

از ماه چهارم متوجه شدم شرکت بدهکاره و کسری داره. خیلی تعجب کردم روزانه حدود ۱ الی ۵/۱ میلیون تومان مواد می خریدن و با قیمت حدود ۷ میلیون می‌فروختن. یعنی روزی حدود ۴  الی ۵ میلیون تومان درآمد داشتند که اگر هزینه‌ها را کسر کنیم حداقل باید روزی ۲ میلیون تومان سود خالص میموند و این درآمد سال ۹۲ برابر با درآمد ۴۰ تا کارمند دولت بود.

شرکت با این درآمد وحشتناک فوق‌العاده خوب، در تابستان ۹۳ اعلام ورشکستگی کرد هر چند در این موقع من نبودم ولی هنوز افسوس می‌خورم که چرا ورشکست شد و چرا مدیرعامل به حرفای من و دیگر دلسوزان شرکت گوش نداد.

از ریخت‌وپاش‌های قبل از شروع کسب‌وکار بپرهیزید، فقط مهارت آموزی و شخصیت‌سازی کنید، تا کسب‌وکارتان همگام با خودتان بزرگ و مشهور شود.

دلایل شکست شرکت بازیافت

عوامل مختلفی باعث ورشکستگی شرکت‌ بازیافت شد. در زیر عواملی که موجب شکست آن شد را بطور مختصر بررسی میکنم:

نوآوری و فناوری

عدم استفاده از فناوری‌های جدید و نوآوری در فرآیند بازیافت ممکن است باعث کاهش کارایی و رقابت‌پذیری شرکت شود.

مدیریت نامناسب منابع

مدیریت نامناسب منابع مالی، انسانی و فنی می‌تواند باعث عدم بهره‌وری بهینه و هدررفت منابع شود.

عدم بازاریابی و فروش مناسب

عدم توانایی در بازاریابی و فروش محصولات بازیافتی به صورت موثر و جذاب می‌تواند باعث کاهش تقاضا و در نتیجه شکست شرکت شود.

مشکلات مالی

مشکلات مالی مانند بدهی‌های بزرگ، نقدینگی ناکافی و عدم توانایی در تأمین منابع مالی می‌توانند باعث شکست شرکت شوند.

رقابت درون سازمانی

رقابت شدید در صنعت بازیافت و ورود شرکت‌های جدید ممکن است باعث کاهش سهم بازار و در نتیجه شکست شرکت شود.

مشکلات عملیاتی

مشکلات در عملیات روزمره شرکت مانند خطاهای تولید، عدم بهره‌وری از تجهیزات و ماشین‌آلات، مشکلات در زنجیره تأمین و مدیریت موجودی می‌توانند باعث شکست شرکت شوند.

تداخل دوستی و کار

توهم توانمندی

نداشتن سیستم مالی شفاف

عدم سیستم‌سازی بیزنس