کارآفرین کرواسی در اصفهان

در همایش رویتاک کارآفرین کرواسی در اصفهان، تجربه ای جدید و نوآوری خاص برایم به ارمغان آورد، تجربه ای از جنس سادگی و خلق فرصت های ناب در همین نزدیکی ها

وقتی صحبت از کارافرین و کارآفرینی می‌شود، ذهن اکثریت افراد آدمی را پرریسک، باهوش و جسور تجسم می‌کنند، ولی در دنیای واقعی نه تنها کارآفرینان منحصرا با این ویژگی نیستند، بلکه گاها کم‌ریسک، ایده ای ساده و در عین حال با روشی خاص استارت کار را می‌زنند.

روز جمعه گذشته در همایش رویتاک اصفهان من چنین فردی را از نزدیک دیدم  و تصمیم دارم مسیر کارآفرینی این پسر چشم‌آبی را به اشتراک بگذارم.

پسری چشم آبی یک چالشی اساسی برای من بوجود آورد. تصمیم گرفتم این چالش را با شماها به اشتراک بگذارم  تا هم توسط شماها آنالیز شود و هم تجربه ای باشد برای شما دوستان عزیز .

مهاجرت موج عظیم جوانان ایرانی!

این روزها هر جا باشید حرف از رفتن ( مهاجرت) است، تو مهمونی‌ها، مترو، تاکسی و محل کار! مثل اینکه از واقعیت تلخی همه داریم فرار می‌کنیم.

شعار این گروه اینست:

یک تخصص رو عالی یاد بگیر و زبان خارجه‌ات را تقویت کن و از این مملکت برو.

البته عده‌ای هم هستند که دلایل محکمی برای ماندن و مقاومت خودشان برای ساختن وطن دارند. دلیل خیلی ارزشمندی که این افراد برای خودشان دارند؛ وطن دوستی و دلبستگی به ایران، وابستگی‌های خانوادگی ، رفقا، عشق و عاشقی و …

اقلیتی خاص هم مشکلات را از منظر دیگری می‌بینند و معتقدند مشکلات زیاد جامعه ایران بیشترش مشکلات درونی افراد است که باید در مسیر خوشناسی اقدام عملی کرد، یعنی باید مهاجرت از درون کرد.

 همایش‌های کارآفرینی مهاجرت از درون به بیرون!

همیشه از محیط‌ همایش‌‌ها  لذت می‌برم البته نه بخاطر مطالب دموده و تکراری  حال بهم زنش، و نه بخاطر سیل جمعیتی که قصدشان یه شبه ره صدساله را طی کردن است، و نه بخاطر وعده‌های طبل توخالی ثروتمند کردن مردم در طی  ۲- ۳ ماهه.

فقط و فقط بخاطر آدمای دل زنده و امیدواری که بودن و شدن برایشان خیلی ارزشمند است. افرادی که سعی می‌کنند از حال و هوای تکراری بودن خودشان را به چالش بکشند و ققنوس‌وار خود را عوض کنند و از درون خود فردی گرد٬وخاک خورده اما نو و تازه متولد شوند.

همایش کارآفرینی رویتاک در اصفهان

جمعه گذشته ( هشتم آذر نود‌وهشت) همایشی توسط موسسه رویتاک با رویکرد کارآفرینی و انتقال تجربه برگزار شد.( رویتاک مکانی برای ایجاد انگیزه و شنیدن حرف افرادیست که در زندگی خود تلاش کرده اند تا بتوانند به موفقیت برسند)

خوشبختانه در این همایش کسی از قانون جذب و موفقیت‌های یه شبه حرفی نزد، ضمنا کسی هم وعده پول‌های قلمبه به مخاطبان نداد که خودش جای خوشحالی داشت !

نقطه قوت این همایش حضور زنان کارآفرین بود که مسیر خودسازی و رشد را تواما در یک محیط واقعی کار طی کرده بودند.

البته حضور مردی از جنس مسئولین دولتی ولی با روحیه مردمی و کارآفرینی ( دکتر خسروی) هم به جلسه پختگی و جذابیت خاصی می‌داد که نشان از پختگی میزبان همایش ( رویتاک) بود که به‌خوبی مهمان وسخنرانان را چینش کرده بود تا محیطی خلاق و پرشور ایجاد کند.

کارآفرین کرواسی در اصفهان

مردی چشم آبی از دنیای کارآفرینان تابوشکن

از اینکه پرحرفی کردم مرا ببخشید. تمام این روضه‌خوانی را کردم تا شرایط را برای لب مطلب ادا کنم. راستش در پایان همایش، مجری برنامه فردی را به اسم « ایوان جگیچ » معرفی کرد که برخلاف دیگر سخنرانان نه پیشوندی بنام دکتر و مهندس داشت و نه با سرو صدا وارد سالن شده بود حتی تو تایم استراحت هم، درو برش خلوت‌تر ازبقیه بود. شایدم چون دکتر و مهندس نبود خیلی جدی‌اش نگرفتند.

وقتی داشت بطرف سن و تریبون می‌رفت این سوالات فوری به ذهنم خورد:

لحظه به لحظه مسله جذابتر و هیجان انگیزتر می شد. ایوان آقا، این گل پسر اهل کرواسی خیلی قشنگ فارسی صحبت می کرد و خیلی ساده و بی شیله پیله بود.  خیلی سریع با حاضرین سالن ارتباط برقرار کرد.

با همه جذابیت و هیجانی که این مرد کروات به همایش داد ولی آنچه برایم خیلی اساسی و مهم بود تابوشکنی و بر خلاف آب شنا کردن این آقا بود.

تابوشکنی « ایوان جگیچ » کارآفرین

مرد کروات یک تلنگر اساسی به حاضرین سالن همایش وارد کرد، خیلی صریح و ساده به جمع حاضر حالی کرد، که شما ایرانی‌ها که دارید از کشورتون مهاجرت می‌کنید، یعنی دارید پشت پا می‌زنید به گنج آبا و اجدادی فرهنگ و اقتصادتون و از سویی دیگر با پرویی تمام ایران را با افغانستان مقایسه کرد که لجم در اومد.

*ایوان ۲ دلیل برای ساکن شدن در اصفهان داشت:

  • چرا به غرب نرفتم و ساکن اصفهان شدم
  • توهم زا بودن جامعه ایرانی

« ایوان جگیچ » گفت من در کرواسی دارای شغل و کسب وکار بودم ولی با رقیبان جدی و به شدت توانا طرف بودم که شرایط من با رقبا یکسان نبود لذا تصمیم به مهاجرت گرفتم. چون اصفهان با شرایط من جور بود و از سویی پتانسیل هم داشت اصفهان انتخاب اولم شد.

با توجه به دیدگاه خوزه که می‌گوید:

« بهتر است در ده کدخدا باشی تا در شهر یه فرد عادی… » …

البته تا امروز من عکس این جمله و به اسم ارسطو خوانده و شنیده بودم به این مضمون:

« در بین بزرگان کوچک باشی بهتر از اینست که در بین افراد کوچک، بزرگ باشی.»

بر همین اساس تصمیم گرفتم به کشوری پایین‌تر از کرواسی مهاجرت کنم، و پتانسیل اصفهان را دیدم و شیفته اصفهان شدم.

ایوان خطاب به مخاطبان سالن همایش و با تاکید گفت:

« اگر شما هم تصمیم به مهاجرت دارید به افغانستان بروید. زیرا مهارتی که شما دارید برای مردم افغانستان خاص است … بر همین اساس خیلی سریع رشد می کنید در صورتیکه که اگر به آلمان یا جهان غرب بروید فوقش کارمند خوبی برای شرکت‌های آن‌ها خواهی شد.»

دلیل دوم ایوان هر چند برایم خوشایند نبود و حتی برای لحظه‌ای احساس حقارت کردم ولی چون خودم از نزدیک باهاش روبرو بودم پذیرفتم هر چند تلخ و غم انگیز بود.

ایوان گفت وقتی اومدم اصفهان از مهربانی و فهم مردم و زیبایی‌های اصفهان شگفت زده شدم ولی از اینکه یک کارت پستال توریست پسند ندیدم هم ناراحت و هم خوشحال شدم. ناراحت از اینکه منبعی برای راهنمایی توریست‌ها نبود از اینکه یک نقشه استاندارد توریست نبود ناراحت شدم ولی از اینکه دیدم چقدر جای کار داره و چقدر میشه تو اصفهان کسب وکار جدید حرفه‌ای راه اندازی کرد خوشحال شدم.

همین شد که تو اصفهان ماندگار شدم و شدم یک کارآفرین بین المللی

نتیجه گیری من از رویداد رویتاک

  • از بابت آشنایی با رویتاک خیلی خوشحال شدم و از بابت برنامه خوبشون متشکرم.
  • توسعه ایران امکان نداره مگر با مشارکت همه مردم بویژه حضور زنان مقاوم و قهرمان سرزمینم که روز‌بروز شکوفاتر می‌شوند.
  • امکانات و پتانسیل بالایی برای تک‌تک بچه‌های سرزمینم مهیاست.. فقط کافیست نیازهای امروز جامعه خود را نیازسنجی کرده تا فرصت‌های جدید خلق کنند و برای جامعه سفره‌های رنگین بگسترانند.
  • نیاز امروز ما یادگیری مهارت‌های جدید است اینقدر در این مهارت‌ها ضعیفیم که به قول « ایوان جگیچ » در اصفهان تاریخی و مهد هنر یک کارت پستال بدردبخور ندیده تاخود آستین بالا زده!
  • سرزمین ایران در حوزه گیاهان‌دارویی، پوشاک، پتروشیمی، انرژی‌های فسیلی، آی تی، توریست و

جهانگردی و… دنیایی از ثروت و پتانسیل بکر و دست نخورده است، کافیست بقول؛سهراب سپهری

« … چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.»

این مطلب را هم‌زمان در سایت ویرگول منتشر دادم، از طریق لینک زیر می‌توانید علاوه بر این مطلب، مطالب دیگر نویسنده را مطالعه کنید.

ابراهیم اسدی؛ مشاور بازاریابی و توسعه دهنده کسب‌ وکار آنلاین

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *