چالش‌های بازاریابی نسل پنجم از نگاه فیلیپ‌کاتلر

چالش‌های بازاریابی نسل پنجم از دیدگاه کاتلر؛ شکاف نسلی، شکاف دیجیتال، تغییر رفتار مصرف کننده، تعامل با محیط‌ها و اطلاعات متنوع می‌باشد.

نسل پنجم بازاریابی بخاطر درک تغییرات جهانی و محلی و در دسترس قرار دادن فناوری های شبیه ساز انسانی شرایط مناسبی برای بازارایابان کسب‌وکارها ایجاد کرده است.

عدم درک بازاریابی نسل پنجم از طرف صاحبان شرکت‌ها و بازاریابان می تواند مشکلاتی را برای آن‌ها بوجود آورد که مهم‌ترین آن عبارتست از:

  • هدر دادن منابع
  • عقب افتادن از رقبا
  • از دست دادن اعتماد مشتری
  • ناتوانی در انطباق با تغییرات
  • ناتوانی در برآورده کردن انتظارات مشتری
  • و …

چالش‌های بازاریابی نسل پنجم

مفهوم نسل پنجم بازاریابی

پایه و اساس نسل پنجم بازاریابی (بازاریابی H2H) استفاده از فناوری های تقلید انسان برای ایجاد برقراری ارتباط، ارائه و افزایش ارزش در طول سفر مشتری است.

بازاریابی نسل پنجم شامل مجموعه ای از فناوری ها مانند؛

  • هوش مصنوعی
  • پردازش زبان طبیعی
  • روباتیک
  • فناوری حسگر
  • واقعیت افزوده
  • واقعیت مجازی
  • اینترنت اشیا
  • و بلاک چین است.

یکی از موضوعات مهم در بازاریابی انسان به انسان « تکنولوژی آینده » است که شامل گروهی از فناوری‌ها است که هدف آن تقلید از قابلیت‌های بازاریابان انسانی است.
این فناوری‌ها می‌توانند به کسب‌وکارها کمک کنند تا رفتار مشتری را پیش‌بینی کنند و به نیازهای آن‌ها پاسخ دهند و ارزش بیشتری برای آن‌ها خلق کنند.

مهم‌ترین چالش‌های نسل پنجم بازاریابی

با توجه به اینکه فناوری‌های نوظهوری چون؛ هوش مصنوعی، بلاکچین، اینترنت اشیا و … شرایط مناسبی برای تحلیل بازار و رفتار مشتریان مهیا کرده است، ولی بازاریابان و صاحبان صنایع برای درک نیازهای مشتریان و از طرفی افزایش درآمد با چالش هایی روبرو هستند که آنها را ضمن معرفی بررسی می‌کنیم.

چالش‌های نسل پنجم بازاریابی

۱. شکاف نسلی

بازاریابان امروزی با پنج نسل مختلف ارتباط دارند، تا ضمن درک آن‌ها بتوانند نیازهای آن‌ها را شناسایی و مهیا کنند.
این ۵ نسل عبارتند از:
  • بیبی بومرها Baby Boomers
  • نسل X یا  Generation X
  • نسل Y یا  Generation Y
  • نسل Z یا Generation Z
  • نسل آلفا یا Generation Alpha

نسل Baby Boomers

بیبی‌بومرها (Baby Boomers) در نیمه دوم قرن بیستم بدنیا آمده‌اند. بیبی‌بومرها بزرگترین مصرف کنندگان رسانه های سنتی مانند تلویزیون، رادیو، مجلات و روزنامه ها هستند.

بیبی‌بومرها به دلیل تأثیر قابل توجهی که بر اقتصاد دارند، اغلب کانون کمپین‌های بازاریابی و طرح های تجاری هستند.

نسل Generation X

نسل X به طور کلی به عنوان افرادی که از ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ متولد شده اند و به عنوان نسل «فرزند وسط» نامیده می شود، زیرا از نسل شناخته شده بیبی بومر پیروی می کند.

  • نسل X به مستقل بودن و متکی بودن به خود معروف است.
  • نسل X اغلب با کارآفرینی و راه اندازی کسب و کار خود مرتبط است.
  • نسل X اولین نسلی است که با رایانه و اینترنت بزرگ شده است.
  • نسل X اغلب نسبت به اقتدار و انحصار نهادها بدبین است.
  • نسل X برای تعادل کار و زندگی ارزش قائل است.
  • نسل X در طول زندگی خود تغییرات اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی را تجربه کرده و یاد گرفته اند که با این تغییرات سازگار شوند

نسل Generation Y

  • آنها بعد از نسل X و قبل از نسل Z آمده اند.
  • اکثرا اهداف گروهی و موفقیت جمعی را بر منافع شخصی ترجیح می دهند.
  • نسلY به دلیل ترجیح کار تیمی و همکاری بر رقابت و موفقیت فردی شناخته شده است
  • آنها اغلب خوش بین، با اعتماد به نفس توصیف می شوندف ولی ، پیش بینی می شود که وضعیت آنها بدتر از نسل های قبل از آنها باشد.
  • اولین نسلی هستند که با دسترسی گسترده به اینترنت، تلفن‌های هوشمند و سایر فناوری‌های دیجیتال رشد کرده‌اند، و این باعث می‌شود که نسبت به نسل‌های قبلی به فناوری مهارت بیشتری داشته باشند و برای ارتباط، سرگرمی و اطلاعات به دستگاه‌های دیجیتال متکی باشند.

نسل Generation Z

  • به نسلی اطلاق می‌شود که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ متولد شده‌اند.
  • آنها وابستگی شدید به دستگاه های دیجیتال برای ارتباطات، سرگرمی و اطلاعات دارند.
  • برای این نسل اهداف گروهی و موفقیت جمعی بر سود شخصی اهمیت ویژه‌ای دارد.
  •  آن‌ها نسبت به نسل‌های قبلی متنوع‌تر هستند و معمولا دنبال عدالت اجتماعی و برابری هستند.
  •  متنوع ترین نسل و اغلب دنبال کارآفرینی و راه اندازی کسب و کار خود هستند.

نسل Generation Alpha

  • نسل آلفا باهوش‌ترین نسل از نظر فناوری است.
  • نسل آلفا اولین نسلی است که به طور کامل با دنیای دیجیتال در ارتباط است.
  • نسل آلفا طول عمر بیشتری نسبت به نسل‌های قبل از خود خواهد داشت.
  • نسل آلفا علیرغم سن کم، نفوذ برند و قدرت خرید فراتر از سال های خود دارد.
  • آن‌ها تنها نسل کودکانی هستند که به اطلاعات و فرهنگ‌های سراسر جهان دسترسی دارند.

آیا مدیریت چند نسلی امکان‌پذیر است؟

وجود جمعیت چند نسلی در هر جامعه‌ای بدون شک مشکلاتی برای کسب‌وکارها و بازاریابان ایجاد خواهد کرد.

بعضی از این چالش‌ها عبارتند از:

  • کلیشه‌ها و تبعیض
  • تغییر نیازها
  • تفاوت در سبک‌های ارتباطی
  • شیوه‌های کلی کار
  • همکاری و انتظارات از کارفرمایان
  • انتظارات متفاوت کارکنان
  • تنش بین نسلی
  • تنوع گسترده‌ای از ارزش‌ها
  • سبک‌های ارتباطی ترجیحی
  • مسائل مربوط به سلامت روانی
  • اولویت‌های مختلف هر نسل

برای غلبه بر این چالش‌ها و مشکلات، مدیران شرکت‌ها می‌توانند گام‌های متعددی مانند؛

  • پرورش فرهنگ تفاهم و احترام متقابل بین کارکنان و مشتریان
  • آموزش خود و کارکنان‌شان در مورد مسائل بین نسلی و باورهای آن‌ها
  • تغییر نگرش به نیروی کار چندنسلی به عنوان مزیت و فرصت تا یک چالش
  • پذیرش باورها و نیازهای متفاوت‌ نسلی و تمرکز بر آن‌ها برای استفاده از نقاط قوت هر نسل

چالش‌های بازاریابی نسل پنجم

قطبی شدن رفاه اجتماعی، در اصل افزایش شکاف ثروت و رفاه بین ثروتمندان و فقرا در یک جامعه می‌باشد.

نظام سرمایه‌داری علیرغم خدمات بزرگی که در زمینه رفاه برای بشریت به ارمغان آورده، ولی در نهایت موجب بیماری مزمن انباشت ثروت و فقر را در جامعه جهانی بیادگار گذاشته است.

انباشت ثروت و فقر جهانی پیامدهایی چون؛

  •  ناآرامی اجتماعی و بی ثباتی اقتصادی
  • از بین رفتن طبقه متوسط و افزایش طبقه فقیر
  • کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف دموکراسی
  • افزایش بزهکاری و خشونت‌های نسلی در کلانشهرها
  • کاهش مصرف کل جامعه موجب رکود اقتصادی و کاهش رفاه اجتماعی خواهد شد.

نمونه‌هایی از شکاف رفاه اجتماعی

۱.قطبی شدن رفاه بین قشر فقیر و غنی در آمریکا باعث انباشت ثروت و فقر بیشتر شده است.

۲. دو قطبی شدن دستمزدها بین کارگران با مهارت بالا و پایین در کشور چین یکی از بزرگترین موانع برای دستیابی به ” رفاه مشترک” است.

۳. درآمد رانت و انحصار در اقتصاد ایران، موجب فاصله عمیق بین درآمد کارگران و کارمندان با شغل‌های آزاد شده است.

چه عواملی موجب دو قطبی شدن رفاه می‌شود؟

انحصار

مدیریت و سیاستگذاری منفعتی دولتمردان بر اقتصاد و بازار منجر به افزایش نابرابری و قطبی شدن جامعه می‌شود.

سیاست انتخاباتی

قطبی شدن سیاسی و بقدرت رسیدن باندهای مافیایی در حاکمیت منجر به سیاست گذاری قانونگذاران به نفع ثروتمندان است که در نتیجه نابرابری اقتصادی را تشدید می کند.

سیاست‌های دولت

سیاست‌هایی که به نفع ثروتمندان است، مانند کاهش مالیات و مقررات‌زدایی، می‌تواند به قطبی شدن رفاه کمک کند.

تضعیف اتحادیه‌های کارگری

کاهش اتحادیه‌های کارگری می‌تواند منجر به کاهش قدرت چانه‌زنی کارگران و افزایش نابرابری شود.

تبعیض نژادی

تبعیض علیه گروه‌های نژادی، قومی و مذهبی می‌تواند منجر به دسترسی نابرابر به آموزش، اشتغال و فرصت‌های دیگر شود که می‌تواند به قطبی شدن رفاه کمک کند.

افول اقتصادی

کاهش رشد و افول اقتصادی موجب ترغیب افراد به سمت استراتژی‌های ریسک گریزتر می‌شود، که ظهور قطبی شدن را افزایش می‌دهد.

بازاریابان H2H چه راهکاری برای کاهش قطبی‌شدن رفاه اجتماعی دارند؟

بازاریابی نسل پنجم ( بازاریابی H2H)برای مقابله با چالش قطبی شدن رفاه اجتماعی معتقد به بازاریابی فراگیر و پایدار با طراحی استراتژی بازاریابی ویژه هر نسل جهت توسعه پایدار (SDGs) رفاه اجتماعی می‌باشد.

چالش‌های بازاریابی نسل پنجم

شکاف دیجیتالی چیست؟

به فاصله زیاد بین افراد جامعه (پیر و جوان، زن و مرد، روستایی و شهری) و طبقات اجتماعی (پایین شهری و بالاشهری، قشر مرفه و فقیر) از نظر دسترسی به فناوری‌های نوین (اینترنت، کامپیوتر، موبایل و …) شکاف دیجیتالی گویند.

 عوامل موثر بر ایجاد شکاف دیجیتالی

  • جنسیت
  • درآمد
  • نژاد
  • سن
  • جغرافیا
  • تحصیلات
  • میزان دسترسی به فناوری‌های نوین

۶ راهکار برای کاهش شکاف دیجیتال

برای کاهش شکاف دیجیتال باید همه افرا به خدمات و فناوری‌های دیجیتال دسترسی داشته باشند.

ایجاد دسترسی همگانی به خدمات دیجیتال از طریق طرح‌هایی برای افزایش دسترسی به اینترنت، ارائه آموزش در مورد خدمات دیجیتال و اطمینان از دسترسی همه به تجهیزات و زیرساخت های آن مقابل اجراست.

برخی از راهکارهای کاهش شکاف دیجیتالی عبارتند از:

  • افزایش دسترسی به اینترنت
  • آموزش و آگاهی‌بخشی
  • توسعهٔ تکنولوژی
  • توسعهٔ بازار کار
  • توسعهٔ خدمات دیجیتال
  • توسعهٔ برنامه‌های حمایتی

نقش دولت‌ها در کاهش شکاف دیجیتال

دولت‌ها می‌توانند با توسعهٔ زیرساخت‌های ارتباطی، پشتیبانی از خدمات دیجیتال، تدوین برنامه‌های حمایتی و تمرکز بر برنامه‌های آموزشی به کاهش شکاف دیجیتالی کمک کنند.

دولت‌ها با ایجاد برنامه‌هایی مانند Mercurio در اروگوئه، Digital Bangladesh در بنگلادش، Digital India در هند و Digital Peru در پرو، به کاهش شکاف دیجیتالی در کشورهای در حال توسعه کمک کرده‌اند.

بازاریابان با پذیرش و درک چالش‌‌هایی که با آن مواجه هستند، بخوبی می توانند استراتژی‌های بازاریابی موثر و مرتبط با مصرف کنندگان ایجاد کنند تا برای همه قابل دسترس باشد.

در نتیجه:

با افزایش حجم داده های موجود، تحلیل داده‌های بازار باید توسط بازاریابان انجام شود، و از طرفی مصرف کنندگان و مشتریان محصولات و خدمات در محیط های متعددی مانند اینترنت، تلفن های همراه و شبکه های اجتماعی حضور دارند، و مهمتر این‌که با ظهور فناوری دیجیتال، رفتار مصرف کننده به سرعت در حال تغییر است.
بازاریابان نسل ۵ (H2H) علاوه بر درک تحولات بازار و تطبیق خود با باورهای مشتریان باید بتوانند استراتژی‌های بازاریابی ایجاد کنند که در همه این محیط‌ها متنوع و متضاد قابل اجرا باشد.
نویسنده

ابراهیم اسدی، مشاور کسب‌وکارهای آنلاین

مطالب مرتبط:
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *